ابو الحسن قزوينى

26

فوايد الصفويه ( فارسى )

اركان دولت و اعيان حضرت از اردوى معلى جدا شده به طرف اردبيل رفتند . بعد از وصول به آن مقام ، محمود به شرف زيارت مشرف گشته ، روانهء تبريز شدند . اهالى تبريز به موجب فرمان جهان مطاع ، شهر و بازار آئين بندى كرده ، به نوعى بياراستند كه ديدهء خرد از مشاهدهء آن خيره مىگشت . نظم : چه شهرى كه شد رشك خلد برين * بود متفق حور و غلمان برين سوادش چو صحراى چين مشكبار * بود مردم ديدهء روزگار حضرت پادشاه چند روز على الاتصال به مشاهده و ملاحظه عمارات و بساتين اشتغال مىفرمودند . خداى تبارك و تعالى اگر چه آن حضرت را در ديار هند مملكت وسيع عريض و خزانهء معمور روزى كرده بود ، اما به آراستگى بلاد عراق و خراسان كه خلاصه اقاليم سبعه و اعدل امكنه است و مزين به عمارات مرغوب از قصر و ايوان آراسته است ، به باغات خوب مملو ، از اثمار « 23 » الوان و جدولهاى آب روان كه از جنات تجرى من تحتها الانهار نشان مىدهد ، در ديار هند هرگز نديده بود . بنا براين آن ديار و بلاد را پسنديده ، تحسين فرمود و حضرت شاه خلافت ( 43 ر ) پناه تمام ايران را به همايون پادشاه بخشيد اما آن حضرت تسخير كشور هندوستان و استخلاص بازماندگان خود را پيوسته منظور داشتند و فرمان همايون و الا شد . در فرامين سلاطين جنت مكين عليه صفويه كنايه از بخشش مملكت ايران است ، چنانچه تا اواخر دولت سلطنت سلسله صفويه اين فرمان جارى بود . اين نوع سخاوت را كريمان زمان احسان شمارند . ملخص ، بعد از فراغ از سير تبريز چون ديگر باره به پايه سرير اعلى رسيد ، حضرت شاه خلافت پناه پرتو التفات و اهتمام به مهمات آن حضرت انداخته ، همت عالى همت « 24 » بر تربيت و تقويت او بر گماشت و تاج عزتش را كه صرصر « 25 » ادبار از تارك اقتدار و اقبال افكنده بود ، باز به فرق

--> ( 23 ) - ثمر ، ميوه . ( 24 ) - نسخه برلين فقط « همت عالى » نوشته است . ( 25 ) - باد سخت و سرد .