ابو الحسن قزوينى
27
فوايد الصفويه ( فارسى )
همايونش نهاد و بساط نشاطش را كه حوادث ايام غم فرجام طى نموده بود . مصرع : گسترانيدش ، على وفق المراد . خلاصه كلام آنكه از اسباب سلطنت همايون پادشاه آنچه مىبايست از خيمه و خرگاه و اسبان تازى و استران بردعى و شتران نر و ماديه ، و آلات و ادوات مطبخ و ساير بيوتات مهيا ساخته پاشاهزاده عالميان سلطان مراد را كه در همان سال نهال وجودش از جويبار سلطنت و اجلال سركشيده بود ( 44 چ ) با جمعى از امراى نامدار مثل شاه قلى سلطان كه حاكم كرمان و يعقوب سلطان قاجار و حسن سلطان و احمد سلطان شاملو و شادى بيك مير شكار كه مجموع ، دوازده هزار سوار جرار بودند ، به مصاحبت و معاونت همايون پادشاه به صوب قندهار روان گردانيد . در اوايل فصل خريف سنه احدى و خمسين و تسعمائه ( 951 ) حضرت پادشاه كامكار مقضى الاوطار « 26 » به طرف قندهار توجه فرمود و بر مملكت موروثى خود مستولى گشت . مدت سلطنت شاه خلافت پناه ، پنجاه و چهار سال است . به سن شانزده سالگى به ترغيب امرا ميل شراب نمود و در سن بيست سالگى نايب شد و اين رباعى را در ترك شراب فرموده بودند : رباعى : يك چند پى زمرد سوده شديم * يك چند به ياقوت تر آلوده شديم آلودگى بود به هر رنگ كه بود * شستيم به آب توبه آسوده شديم و اين فرد از آن حضرت است : زلف سر برده به گوش تو سخن مىگويد * مو بمو حال پريشانى من مىگويد در اوانى كه سام ميرزا برادرش دست از ايالت و حكومت كشيده بود و عزلت اختيار نموده و درويشى گزيده ، از طبس اين مطلع را مناسب حال خويش فرموده ، نزد حضرت شاه دور انديش فرستاده بود . ( 45 ر ) فرد :
--> ( 26 ) - وطر ، نيازمنديها ، حاجات .