ابو الحسن قزوينى

25

فوايد الصفويه ( فارسى )

است . محمد قاسم استرآبادى ، مخاطب به فرشته در « تاريخ » [ فرشته ] خود مىنويسد كه آن الماس را با جواهرات ديگر به دكن به جهت برهان نظام شاه كه طريق اماميه مىپيمود ، حضرت شاه خلافت پناه ارسال فرموده بود . به خاطر راقم حروف مىرسد كه چون دولت سلاطين دكن منتقل به سلسلهء جليله بابريه شد ، آن الماس نيز به تصرف ايشان رسيده باشد . الحال آن الماس نزد قزلباشيه ، يا درانيه خواهد بود كه نادر برده باشد . با آن جمله حضرت شاه خلافت پناه زبان ملاطفت در پرستش احوال همايون پادشاه بر گشاده به حسن تقرير خاطر مستهام « 20 » و قلب بىآرام وى را ( 41 ر ) مطمئن گردانيده به زلال لطف و احسان گرد ادبار « 21 » كه بر چهرهء اقبالش نشسته بود ، فرو نشست ، بيت : كسى را كه از لطف بنواختى * ز فخرش به گردن سر افراختى حضرت شاه خلافت پناه دريا نوال مجلس بزم بالتمام و كمال به همايون پادشاه بخشيده ، به دولت خانه فرمود . بعد از چند روز از حوالى قزوين به صوب آذربايجان توجه نمود و در اثناى طريق از براى خاطر همايون پادشاه ، طرح شكار افكنده ، حيوانات بسيار در جرگه در آمدند . حضرت شاه خلافت پناه با همايون پادشاه به شكارگاه در آمده ، چندى از آن شكارها را هدف تير خونخوار و طعمه شمشير آبدار كردند . بعد از تماشاى صيد و شكار همايون پادشاه به عزم زيارت حضرت شاه اسماعيل و آباء عظام و اجداد گرام عاليه الدرجات و اسلاف فخام سنيه المقامات آن حضرت به صوب خطهء بى عديل دار الارشاد اردبيل توجه فرمود و حضرت شاه عالميان اعتماد الدوله العليه قاضى جهان را به رفاقت همايون پادشاه روان گردانيد ، كه بعد از حصول شرف زيارت ، آن حضرت را بدار السلطنه تبريز و سير منازل و بساتين « 22 » و عمارات سلاطين و دولت خانه شاهى كه رشك حور و قصور و تزئين دار السلامت است . فرمايند . ( 42 چ ) همايون پادشاه به رفاقت قاضى جهان و ساير

--> ( 20 ) - سرگشته ، حيران . ( 21 ) - سيه روزى ، نگون بختى ، پشت كردن . ( 22 ) - در متن بساطين نوشته شده است .