ابو الحسن قزوينى
23
فوايد الصفويه ( فارسى )
حضرت شاه خلافت پناه در جواب معروضه نامه تربيت ختامه در كمال اشتياق نوشته بود و اين فرد از آن نامه است . بيت : هماى اوج سعادت به دام ما افتد * ( 37 ر ) ترا اگر گذرى بر مقام ما افتد چون ميرزا كامران برادرش در كابل علم مخالفت برافراشته بود و ميرزا شاه حسين والى سند كمر به دستگيرى آن حضرت بسته بود ، و چون از شش جهت راه نجات بسته ديد ، [ با ] هزاران اميد روانهء درگاه ملايك پناه گرديد . سلطان محمد ميرزا خلف آن حضرت در آن اوان در دار السلطنهء هرات بود . محمد خان شرف الدين اغلى كه للهء آن پادشاهزاده بود ، فرمان قضا جريان به نام او شرف صدور يافت ، چنانچه سواد آن فرمان در « اكبر نامه » ثبت است . او يكصد رأس اسب عراقى بازين و لجام مرصع به جواهر آبدار نيز ارسال فرموده بودند كه پيش از استقبال به جهت سوارى همايون پادشاه ارسال دارند . چنانچه محمد خان شرف الدين اغلى به فرمودهء آن حضرت عمل نموده ، اسبان تازى باد رفتار را پيشتر روانه نمود . بعد از وصول به نواحى هرات سلطان محمد ميرزا را برداشته ، به مراسم استقبال قيام و اقدام نموده ، از لوازم اعزاز و اكرام دقيقهء نامرعى نگذاشت ، چنانچه از بين انسان ، اين نوع اعزاز نسبت به بنى نوع انسان تا اين زمان در كتب تواريخ ديده نشد . هر گاه واقفان اخبار ، نامه مذكور را كه در « اكبر نامه » است ، مطالعه كرده باشند ، ( 38 چ ) به صدق اقوال راقم حروف رسيده باشند . القصه مدت بيست روز همايون پادشاه در باغ زاغان خطهء نادره دار السلطنه هرات رحل اقامت انداخته ، به ملاحظه و مشاهده باغ و عمارات مشغول بود . بعد از مدت مذكور به صوب مشهد مقدس روانه شدند ، چون بدان حوالى رسيد ، احرام طواف آستان ملايك آشيان امام الانس و الجن على بن موسى الرضا عليه التحيه و الثنا بسته ، روان شد . شاه قلى سلطان كه حاكم آنجا بود ، با جميع سادات و اهالى آن شهر به شرط استقبال قيام نموده ، آن حضرت را در كمال اعزاز و احترام به شهر در آوردند . پادشاه بعد از شرف زيارت و طواف و مراسم عبادت و اعتكاف ، استدعاى حاجت و مقصودى كه داشت ، در آن مكان شريف نموده ، بشارت حصول از هاتف غيبى شنيد .