ابو الحسن قزوينى
11
فوايد الصفويه ( فارسى )
است ما را با شماست . هر دو لشكر صفآرا شوند ، ما و شما دو به دو محاربه نمائيم ، هر يك كه غالب آمديم سلطنت از آن او . در آئين دين مبين سيد المرسلين روا نيست كه خون چندين هزار مسلمانان ناحق ريخته شود و شجاع آن كس است كه با شمشير در ميدان جنگ كند . در پس پشت توپخانه پناه بردن و خزيدن ( 18 چ ) طريقهء دلاورى نيست و چون ما به ايلغار آمدهايم و آتشخانه همراه نياوردهايم ، اگر تنها به منازعه و مقابله راضى نيستى ، توپخانه را موقوف داشته ، طرفين در ميدان به قليل سپاه خود با سپاه بى كران تو به مجادله شمشير حاضريم . سلطان سليم به ظاهر كار قبول اين معنى نمود ، عهد بسته ، طرفين صف آرا گشتند . سلطان سليم توپخانه خود را مهيا و آمادهء جنگ ساخته به جدال و قتال مشغول گشت و از اقرار برگشت و قزلباشيه ، هفت دفعه دست به شمشير بر سر توپخانه روميه رفته ، پى در پى توپهاى آتشفشان ، بسيارى از دلاوران راه عدم پيمودند . مؤلف تاريخ « حبيب السير » مىنويسد كه در آن روز پر تعب ، حضرت پادشاه عجم و عرب از غايت غيرت و حميت ، شمشير ذوالفقار آثار از نيام انتقام بر كشيده ، به نفس نفيس بر صف دشمنان حمله كرد و به قوت دست و بازوى ولايت و قدرت سر پنجه كرامت و هدايت كرد ، از وجود محنت فرسود خلقى از سالكان مسالك شجاعت بر آورد و بى شائبه تكلف و سخنورى و غايله تصنف و مدح گسترى در آن معركه دلاورى آن مهر سپهر سرورى كارزارى نموده كه اژدهاى فلك اخضر از بيم سهام « 9 » ( 19 ر ) خدنگ مار پيكرش ، زبان زينهار بر گشاد و شير چرخ مدور از تاب رمح « 10 » آتش فشانش در بيشهء التهاب و اضطراب افتاد ، و در آن اثنا از سپاه قيامت هجوم روم ملقوح اغلى كه نهنگى بود از بحر پردلى ، در برابر آن حضرت درآمد . اما پيش از آن كه دست به تيغ و سنان برد ، پادشاه حيدر اثر ، شمشيرى بر فرق سرش فرود آورد كه تا سينهء پر كينهء او منقش گشت . از ثقات استماع شده ، كه يكى از ملازمان ملقوح اغلى جسد او را نزد سلطان سليم برد . پادشاه روم چون آن ضرب دست را ملاحظه نمود ، بر زبان
--> ( 9 ) - سهم ، تير . در اينجا تيرها . ( 10 ) - نيزه .