ابو الحسن قزوينى

12

فوايد الصفويه ( فارسى )

آورد كه غير از كسى كه منسوب به فرزندى مظهر العجايب باشد ، هيچ آفريده را قدرت نيست كه بدين گونه تيغ تواند راند . القصه از آن معركه عطف عنان كرده ، به در جزين رسيدند و به حسب الامر آن حضرت او يماقات آذربايجان از چهار طرف به لشكر سلطان سليم دستبردها زدند . گرانى غله در لشكر افتاده مراجعت به ديار روم و آن مرز و بوم نمود . يكى از افنديان روم رباعى تركى در تاريخ آن رزم گفته ، كلك سوانح نگارد . و مصرع از آن نوشته ، بيت : هاتف غيبى ددى بو تاريخى * الدى عجم ( 20 چ ) شاهى سلطان روم و اين فرد از سلطان سليم عثمانى خواند كار روم است . فرد : بهر جمعيت دلهاست پريشانى ما * اين سفر كردن و اين بى سر و سامانى ما در اكثر كتب تواريخ به نظر رسيده كه خواندكار روم به روز جمعه از براى نماز به مسجد جامع تبريز رفت و بعد از فراغ نماز ، خطيب به منبر بر آمده ، در خطبه نام نامى شاه اسماعيل بر زبان جارى كرد . ينكچرى آقاسى دويده ، خواست كه خطيب را گردن زند . سلطان سليم فرمود كه از دو حال بيرون نيست ، يا نظر بر عادت قديمه سهوا از زبان او جارى شده يا حق ولى نعمت خود را ادا كرده ( است ) . در هر حال كشتن خطيب روا نيست ( و ) ينكچرى آقاسى ( را ) از آن حركت منع فرمود . آن حضرت دين پناه در اواخر ايام سلطنت خويش ، به عيش و شكار اوقات فرخنده ساعات مىگذرانيد ، تا در سنهء نهصد و سى روح پر فتوحش به عالم بقا خراميد ، مدت حياتش سى و هفت سال و ايام دولت و سلطنت او بيست و چهار سال است . شاه طاهر قدس الله تعالى سره العزيز ، قطعهء در تاريخ وفات آن حضرت گفته ، در سفته ، بيت : شاه عجم وارث اورنگ جم * يافت چو از ملك جهان انقطاع گفت قضا ( 21 ر ) از پى تاريخ او * شاه جهان كرد جهان را وداع از شاهزادگان تيموريه كه سعادت تربيت و صحبت آن حضرت يافته ، بابر ميرزا و همچنين پسران سلطان حسين ميرزاى بايقرا ، بديع الزمان