ابو الحسن قزوينى
10
فوايد الصفويه ( فارسى )
چه انديشه دارى ز شمشير و تير * دو سه پاره نان دگر خورده گير درين سال به حسب التمناء بديع الزمان ميرزا گوركانى ، صبيهء معظمهاش در نكاح آن حضرت درآمد . ملخص كلام : شاه دين پناه ( 16 چ ) مرو را تصرف نمود . همشيره ظهير الدين محمد بابر پادشاه ، آغا خانزاد بيگم و باقى اقربا و متعلقان سلسلهء تيموريه كه گرفتار شيبان خان بودند ، كمال اعزاز و احترام نمود و زاد و راحله داده ، با معتبرين خود با الطاف نامه نزد بابر پادشاه فرستادند . تفصيل و تطويل اين حالات حواله « واقعات بابرى » است كه آن پادشاه والاجاه به دست مبارك خود نوشتهاند . آن شاه دين پناه تا به كنار درياى جيحون مفتوح ساخته ، مراجعت به خراسان فرمودند و اين فتح مبين ، كمال عروج دولت آن پادشاه عدالت آئين گرديد و پوست سرشاهى بيگ خان را كاه پر كرده ، نزد خواند كار روم فرستادند . در سنهء نهصد و بيست ، خبر آمدن سلطان سليم خواند كار روم بر سر تبريز شنيد . به سرعت برق و باد متوجهء مجادله و مقابله او شد . در صحراى چالدران خوى تلاقى طرفين دست داد . لشكر روم به نوعى كه طريقهء ايشان است ، اطراف و جوانب خود را ارابه و توپخانه زنجير بند ساخته ، توپچيان فرنگى آتش دست را به انداختن توپ و تفنگچيان ينكچرى را به انداختن تفنگ مقرر نموده بودند . قلب و جناحين لشكر را ( 17 ر ) به مردان كارى آراسته ، مهياى جنگ شدند . خان محمد استاجلو به حضرت شاه عرض كرد كه جنگ با روميان كه عراده توپها را در روز جنگ زنجير بند كرده و قلعه بسته مقابله مىنمايند ، مناسب اين است كه به هنگام كوچ ، با لشكر روم جنگ بايد كرد و يا از چهار طرف جنگ گريز كرده ، روميان را محاصره ساخت و راه آمد و رفت غله و آذوقه ( را ) مسدود بايد گردانيد . شاه دين پناه از كمال تهور فرمود كه من حرامى قافله نيستم كه بر سر راه جنگ كنم و از راه ضعف شبيخون زنم و غله مسدود گردانم . گويند چون پادشاه دين پناه به عرض خان محمد ، كه جهان ديده بود ، نرسيد ، در جزو خان محمد ، فرستاده نزد سلطان سليم فرستاد . بعضى بر آنند كه به شورشاه دين پناه فرستاده ( شده بود ) . از طرف شاه دين پناه پيغام داد كه ما مرد مردانهايم . اگر مجادله