ابو الحسن قزوينى
173
فوايد الصفويه ( فارسى )
تلافى فرقتين رو داد . چون صفها آراسته گشت ، سرداران زمان سلطان نظر به بد سلوكى وى ، ابداليان و بعد ايرانيان رو گردان شده به كامران پيوستند . زمان سلطان فرار كرده ، ارادهء پيشاور داشت كه قريب به جلال آباد دستگير افاغنه آنجا گشت . در بين راه از طرف محمود نوشته رسيده ، او را از ديدگان نابينا نمودند . شجاع الملك برادر حقيقى زمان سلطان كه در پيشاور بود ، جمعيت وافر فراهم كرده اراده تسخير كابل داشت ، كه از آن طرف كامران با سپاه محمود سلطان در رسيده فيما بين راه ، جنگ عظيم رخ داده ، شجاع الملك هزيمت يافته و محمود سلطان بر مسند امارت درانيه متمكن گرديد و وفادار خان و ديگر هواخواهان زمان سلطان را به قتل رسانيد . مدت دولت زمان سلطان هشت سال طول كشيد . همچنين درين سال فرقهء افاغنه غلزه كه به دعوى رياست قديمانه خود مكرر با سپاه محمود ( 263 ر ) ابدالى در حوالى كابل به قتال و جدال بر آمده بودند ، مناقشه به طول انجاميد و غلزه بسيار به قتل رسيد . شجاع الملك در هرات به حمايت افاغنه اوقات مىگذرانيد . درين سال محمود سلطان پيشكش فراوان براى بابا على خان قاجار روانهء عراق گردانيد و شجاع الملك خود را به ديرجات و محال قندهار رسانيد . [ وى سپس ] در اوايل سنهء يك هزار و دو صد و هيجده به كابل رسيد و محمود برادر اكبر خود را دستگير و محبوس نمود . مدت امارت محمود سلطان . . . سال است . خاتمه : كتاب را به خاتمه سخن مىنگارد هر كس كه در شهر آشنائيست * داند كه متاع ما كجائيست بر ضمير مهر تنوير صاحبان دانش و بينش ، روشن و مبرهن است كه زمانه ناسازگار و روزگار ناهنجار غدار ، اين گردون نيلگون بوقلمون رفتار ، به كام عقلاء و فضلاء و علماء و حكما نمىگردد و پيوسته صاحبان كمال متابعت اقوال و افعال مهال كردهاند و به اين وسيله اوقات فرخنده ساعات خود گذرانيده و از راه تملق و خوشامد در آمده ، اخلاق ذميمه پادشاهان و سرداران زمان را در تصنيف و تأليف خود مبدل ساخته ، قد خميده كرده معيشت خود را گذرانيده به دولت و ثروت رسيدهاند . هر گاه به اين تدابير