ابو الحسن قزوينى
166
فوايد الصفويه ( فارسى )
منهزم شدند و [ همچنين ] قلعجات چون رزق آباد و فجه و چناران كه ( 249 ر ) هر يك زياده از يك صد و پنجاه پياده تفنگچى نداشتند . سرداران مذكوره درانيه افاغنه با سى چهل هزار سوار جرار و پياده و خونخوار ، ماهها محاصره كردند ، و از ضرب توپها ديوارهاى قلعه را منهدم ساختند . [ گاه نيز ] مكرر يورش برده ، كارى از پيش نبردند و به كمال خفت مراجعت به كابل نمودند ، و احدى از خراسانيه متابعت ننمودند . خلاصه اين است كه در سنه يك هزار و يكصد و نود و پنج نادر ميرزا بن شاهرخ شاه اموى صفوى مير محمد خان زنگوئى را بكمك طلبيده ، بر سر محمد على خان كرد مشهور به ممش خان رفته ، مير محمد خان و ممش خان با يكديگر سازش كردند . چون نادر ميرزا وارد مشهد مقدس گرديد ، مير محمد خان نظر به كينه قديمه ، بى خبر ارك مشهد مقدس را تصرف كرده ، و ممش خان نيز به كمك مير محمد خان رسيده ، نادر ميرزا در ارك كهنه محصور گشت . آخر الامر عبد العلى خان از ترشيز مشهد رسيده ، نادر ميرزا را از محاصره نجات داده ، با خود به ترشيز برد و مير محمد خان شهر مشهد مقدس را به ممش خان سپرده ، خود روانه طبس گرديد . تيمور سلطان ، اسلام خان را به ترشيز فرستاده ، چون از سپاه ( 250 چ ) بيكران كارى از پيش نرفت ، بمصالحه نادر ميرزا را بدست آورده به هرات رسانيد ، نصر الله ميرزا كه از شيراز ، از خوف عليمردان خان گريخته خود را به طرق بيك مشهد رسانيده كه آن قلعه را متصرف شده بود ، بى خبر به مشهد شبيخون آورده و شهر را متصرف شد . مدد خان سردار درانيه ، براى نشانيدن نادر ميرزا بر مسند حكومت مشهد مقدس با لشكر فراوان و گران رسيد و [ لى ] كارى نساخت آخر الامر به تحريك تيمور سلطان درانى ، اسحاق خان قرايكوهى و كاظم خان جامى و ديگر سرداران خراسانيه ، نادر ميرزا را در سنه يك هزار و يكصد و نود و نه بر ايالت مشهد نشانيدند . [ ديگر ] منازعه سرداران خراسان با يكديگر چون مصطفى قليخان ميش مست با اسحاق خان و كشته شدن الله ويردى خان ، از دست برادرش سام خان و منازعه امير گونه خان ، با ممش خان و مجادله كاظم خان تكلى جامى با اسحاق خان كوهى و كشته شدن آقاى خان ، ملعون هزاره دائى ريگى از دست قدم ياربيك