ابو الحسن قزوينى

167

فوايد الصفويه ( فارسى )

[ بود ] . آقاى خان مذكور اقل درجه بيست هزار نفر از رعاياى خراسان را بدست اوزبكيه تورانيه فروخته بود و همچنين مرادبى بخارى ، وزير توران بر سر مشهد ( 251 ر ) مقدس و بى نيل مراجعت كردن و دهقان بسيار به اسيرى بردن است . همچنين در سنه يك هزار و يكصد و نود و چهار ، احمد خان خروشه عشق آبادى به تحريك عباسقلى ميرزا بيات نيشابورى و سيد على خان قلعه بالائى با عبد العلى خان و مير محمد خان ، قتال و جدال كرده ، كشته گرديد و ارادات ماضى ابو الحسن خان و خليل خان در ترشيز و طلبيدن سادات على مردان را به طبس كيلك ، به كمك و تصرف نمودن على مردانخان زنكوئى طبس و جنابدرا ، و كشته شدن محمد رضا خان خلف عبد العلى - خان از دست سپاه درانيه . ازين مقوله اگر حالات خراسان را مفصل بر صفحه بيان نگارد ، باعث طول كلام و نفعى متصور نيست . كميت خوش خرام خامه وقايع نگار در ميدان اختصار به اين مقام ، صدق انجام خراميده و زياده ازين متصدع ارباب كمال حال و استقبال نگرديد . ملخص كلام ، تيمور سلطان در سفر ملتان كرده بود ، سرداران نامدار مدار المهام او اشقياء چند بودند ، و صلاح و صوابديد با قاضى فيض الله و سپهسالار مدد خان اسحاق زائى بود و اسلام خان فوفل زائى و شيخ عبد الطيف كه از اولاد شيخ احمد جامى بود ، در امور ملكى و مالى نيز دخل مىكردند ( 252 چ ) همچنين نور محمد خان بالى و غيره نيز هر يك در امور ملكى و مالى دخل مىنمودند . آخر الامر در سنه يك هزار و دو صد و هفت ازين عالم رفت ، زمان سلطان بن تيمور سلطان جانشين او گشت موزونان سكنه كابل ، تاريخ حكومت زمان سلطان را بداختر يافته‌اند . در روز اول فوت پدر ، به اعانت كفايت خان هندوستان و خلف ميرزا هادى خان لارى و ديگران اعيان قزلباشيه بر مسند فرماندهى نشست . در آن روز برادرانش به داعيه سلطنت برخاسته ، به تخصص عباس نام كه جميع برادران خواهان سلطنت او بودند ، طبقه ايرانيه همگى را اسير و دستگير كرده و در بالا حصار كابل كه محبس سلاطين درانيه است ، بردند . چون همايون پسر بزرگ تيمور بود ، و در عهد پدر در قندهار احمد شاهى حكمرانى مىنمود ، با لشكر