ابو الحسن قزوينى
159
فوايد الصفويه ( فارسى )
چون قواعد پادشاهان عليه صفويه اين بود كه مريدان و فدويان و غلامان خاص خود را به خطاب سلطانى نيز ممتاز مىفرمودند خلاصهء كلام در هنگامى كه شاه سلطان حسين ، مهم ميرويس در پيش داشت طايفه ابداليه كه معاند قدم طبقه غلزه بودند فراهم شده ، به اتفاق لشكر قزلباشيه تلاشها و سعىها كردند ، كارى از پيش نبردند . آخر الامر ابداليان نيز پاى اطاعت از جاده ارادت بيرون نهاده ياغى ، و هرات را متصرف شدند . از آن جمله عبد الله خان بن حيات خان سلطان سدو و ذوالفقار خان و الله يار خان از جمله تمرد كنندگاناند . طهماسب قلى خان موسوم به نادر سلطان ، حسب الحكم شاه طهماسب صفوى بعد از جدال و قتال هرات از تصرف ابداليان ( 236 چ ) بيرون آوردند . جميع ايليت ابداليان را مسخر ساختند و سرداران ابدالى چون غنى خان و غير ، عن صميم قلب خدمات نادرى مىنمودند ، احمد خان برادر ذوالفقار خان كه يساول صحبت او بود ، نادر سلطان بسبب تقصيرى ، گوشهاى او را بريده بود و بعد از كشته شدن نادر احمد خان جمعيتى فراهم كرده به قندهار رسيد . از آن طرف تقى خان شيرازى كه نادر او را از آلت رجوليت بىبهره كرده بود ، با چند كرور روپيه كه از نزد محمد شاه بابرى براى نادر مىآورد ، احمد خان و تقى به اتفاق و صلاح يكديگر براى فراهم آوردن لشكر و حشر شده ، نام سلطنت بر احمد خان سدوزايى گذاردند . چون مولدش قندهار بود ، چنانچه عبارت « خرقندهار » از تاريخ جلوس او خبر مىدهد ، قلعه قندهار را كه نادر سلطان ويران كرده قريب به يك فرسنگى آن ، شهرى موسوم به نادر آباد بنا نهاده بود . احمد سلطان به صلاح تقى خان شيرازى نادر آباد را خراب كرده و قريب يك فرسنگى نادر آباد شهرى موسوم به احمد شاهى بنا كرد . الحال آباد است و قندهار ( 237 ر ) قديم و نادر آباد ، از بنى نوع انسان خالى است . بالجمله احمد سلطان مكرر به يورش خراسان و هندوستان آمده غارت و غنيمت بىنهايت برد ، و يك دفعه سپاهش از على مردانخان عرب خراسانى شكست يافته بود ، و ممالك محروسه او از مملكت خراسان و قندهار و هرات و توابع آن و به باقى شهرهاى خراسان دست تسلط نيافت . سبب اين بود كه سردارانش با رعايا و سرداران قزلباشيه