ابو الحسن قزوينى

160

فوايد الصفويه ( فارسى )

به بد رفتارى و بد سلوكى پيش آمدند . اعتماد و اعتقاد به گفتار و كردارشان نبود . به اين جهت‌ها ، ترقى و نامى كه بايستى ، بلند نكرد و سرداران اعراب خراسان ، على مراد خان برنكوئى از صدمه سپاه افغان درانى ابدالى ، جهانخان و نصير خان بلوچ براهوئى ، در قريه كردوئى كشته شد [ ند ] و مير علم خان خزيمه در دولت درانيه از پا در افتاد ، و درويش عليخان هزاره دائى زنگى در حبس از زجر جان داد و از ملك هندوستان صوبهء كابل و كشمير و ملتان در حيطه تصرف داشت و او را حروب « 171 » عظيمه [ ناخوانا ] پنجاب رخ داده بود ، و در اكثر معارك ( 238 چ ) نصرت يافت و در اوايل حال با صفدر جنگ ايرانى مقابله كرده ، شكست يافت . با اينكه قمر الدين خان وزير ، در جنگ به ضرب گلوله توپ كشته شده بود و لشكر هند را تاب مقاومت نبود ، صفدر جنگ با جوانان ايرانى داد . جلادت و شجاعت داد ، و از ثقات مسموع شده كه احمد پيش از جنگ ، تقى خان شيرازى را نزد صفدر جنگ به رسولى فرستاده ، پيغام داده بود كه ما و شما هر دو ايرانى ، مقابله با يكديگر خوب نيست . من ترا وزير خود مىكنم صفدر جنگ در جواب گفت ، ترا كه پادشاه خوانده و از نسل كدام پادشاهى كه مرا وزير خود خواهى كرد . تو ادنى رعاياى ايرانى ، بيا من ترا نزد پادشاه بابرى برده ، عفو تقصيرات تو نمايم . پادشاهان جهان ، صفويه‌اند يا تيموريه ، غير از دو سلسله ، ديگر پادشاه نيست و حماقت مقربانش در مرتبه بود كه اين فرد غلط سجع سكه زر او بود . فرد : حكم شد از قادر بى چون به احمد پادشاه * سكه زن برسيم و زر ، از اوج ماهى تا به ماه به خاطر راقم چنين مىرسد ، كه اگر از پشت ماهى تا به ماه مىگفتند ، بهتر ازين فرد غلط بود ، چون در ملازمى نادر سلطان ( 239 ر ) به هندوستان رسيده بود . به اين سبب از راه رسم ديار هندوستان و اوضاع هنديان استحضار بهم رسانيده بود ، مكرر بر زاغ صفتان هند غالب آمد ، و ايليت ابدالى را خطاب درانى داده و ايليت غلزه را بردرانى ، و الحال ابداليان

--> ( 171 ) - حرب ، جنگها .