ابو الحسن قزوينى

98

فوايد الصفويه ( فارسى )

گفته‌اند . چنانچه اين مراتب مندرج در « تاريخ قاجاريه » كه مفصل سوانح اين زمان درج است ، حالى راى عالى مطالعه كنندگان خواهد شد ، از آنجا جويند . در هند مسموع شد كه « تاريخ قاجاريه » كه ميررضا قلى به حكم محمد خان نوشته ، بابا خان منسوخ گردانيد . ملا محمد مازندرانى حكم به نوشتن سوانح زمان خويش و عم و جد گردانيده است . « 126 » از آن جمله آقا محمد خان خواجه بن محمد حسن خان بن فتح على خان قاجار است كه على قلى خان برادر زادهء نادر سلطان افشار او را از آلت رجوليت بىبهره گردانيده بود كه نسل بالنسل از مريدان و فدويان عليه صفويه است . همچنين امير محمد خان بن على مردان خان زنگولى « 127 » عرب خراسانى است . ديگر سرداران نيز هر يك در جزء عرايض به واقفان حضور بيضا ظهور آن حضرت مىنوشتند . از آن جمله يك دفعه عريضهء محمد خان قاجار از طهران ، به اين مضمون رسيد كه اين فدوى پير با سكه و خطبه به نام آن حضرت در شهرها و مساجد و منابر بلند آوازه گردانيده است ، الحال مناسب بندگان حضور اين است كه بى تأمل عازم دار السلطنت طهران شوند تا جانفشانى را بر همگنان معلوم نمايم . در آن اوان ملازمان آن حضرت در طبس گيلك رونق افزا بودند . محمد حسين بيگ استرآبادى حامل عريضه كه به وضع بازرگانان ، خود را به شرفيابى ملازمت سراسر سعادت واقفان حضور رسانيده بود ، بسيار بسيار از ارادت محمد خان ( 140 چ ) عرضداشت نمود . بعد از چندى مير محمد خان طبسى از احوال فرستادهء محمد خان اطلاع يافت . خواست كه فرستاده را نسق نمايد . بندگان آن حضرت مانع آمدند و فرستاده را به خلعت خاص سرافراز كرده و اسب و يراق طلا انعام فرموده ، رخصت فرمودند . چون در آن اوقات جوانان نامى هر يك به بهانهء سرافراز كرنش بندگان حضور مىشدند ، ظن بر ظن بد مير محمد خان افزود . اين

--> ( 126 ) - برلين : كليه عبارات « در هند مسموع شد كه . . . و جد گردانيده است » . حذف شده است . ( 127 ) - برلين : فاقد زنگولى است .