ابو الحسن قزوينى

99

فوايد الصفويه ( فارسى )

واقعه از مقدرات است كه از يك طرف محمد خان قاجار بدگمان كه آن حضرت با سرداران خراسان همراز و هم آوازاند و از طرف ديگر مير محمدخان بد ظن كه فرستادهء محمد خان قاجار در جزو به رسالت مىپردازد . ملخص كلام آن حضرت از آنجا به فارس رسيده ، سران زنديه هر يك كه كسب ادراك كرده بودند ، سعادت كرنش دريافتند . حاجى محمد ابراهيم خان شيرازى كه در ادراك و دانش و بينش ممتاز بود ، خدمات شايسته نسبت به بندگان آن حضرت بجا آورده ، از هر مقوله حالات معروض واقفان آن حضرت نمودند . در همان اوقات يكى از معتمدان لطف على خان زند كه از خانزادان قديمى حضور بود ، در شب به لباس مبدل خود را به واقفان حضور رسانيده ، عرضداشت نمود كه هر چه زودتر بندگان حضور از شيراز و قلمرو فارس به طرفى ديگر رونق‌افزا شوند ، مناسب حال است . چون حاجى ابراهيم خان ( 141 ر ) مذكور از تشريف فرمائى آن حضرت آگاهى يافت مانع آمده ، سخنان ارادت و فدويت و جانفشانى بسيار ظاهر ساخت . آن حضرت قبول نفرمودند ، سلامت روى را اصلح دانستند و فرمودند كه من با خلق جهان صلح كل كرده‌ام ، به نوعى كه گويى كه با گبر و اسلام خويشى دارم . چون بندگان آن حضرت به معروضه حاجى تاراجى معظم محتشم مذكور نرسيدند ، و به موافق اين مضمون عمل فرمودند . نظم : ندارى اگر با عدو زور جنگ * طريق مدارا گزين بىدرنگ ز ملكش بجايى نما انتقال * كه يك چند فارغ شوى از قتال در اواخر سنه يك هزار و دوصد و پنج هجرى از آنجا به عزم طواف بيت الله به سواحل فارس رسيده و به سفينهء مراد نشسته تا به ملك عمان به بندر مسقط لنگرانداز گشت . چون حاجى ابراهيم براى هر يك از مشايخ اعراب مراسلات نوشته بود ، خلفان كه از طرف امام خوارج نايب بود ، به لوازم مهماندارى پرداخت . چون موسم سفر حجاز گذشته بود ، به صلاح بعضى از مريدان خود را به ملك سند رسانيد كه در سال موسم ديگر روانهء