ابو الحسن قزوينى
97
فوايد الصفويه ( فارسى )
غنيمت شمرده به لوازم مهماندارى اشتغال نمود . چون پادشاه معظم از طرف والده صفوى است و نادر يك همشيره شاه طهماسب را به پسر خود رضا قلى ميرزا منكوح گردانيد و همشيره ديگر را به نكاح خود در آورده بود ، چنانچه در طى گزارش احوال فرخنده مآل سلطان حسين ثانى اشاره به آن شد . نظر به روابط قرابت اراده پيوند با گل گلزار صفوت منظور داشت . خلفش نادر ميرزا مانع آمد كه اين نسبت نظر به غصب سلطنت نادر شاه جدم درست نيست . هرگاه عروج طالع سلسلهء عليه ( 138 چ ) صفويه شود ، ابا در تلافى چه سلوك نمايند . آن حضرت از آنجا روانهء عراق گرديده ، با وجود اينكه در لباس گمنامى نظر بر « 124 » نصيحت والد ماجد اوقات فرخنده ساعات مىگذرانيدند ، و از هر شهر و هر قصبه كه سرداران استحضار از احوال خير مآل مىرسانيدند ، بندهوار با ارادت پيش مى - آمدند ، و بعد از طى مراحل به منزل مقصود رسيدند . اگر چه در حيات كريم خان زند در ممالك محروسه ايران طوايف الملوك بود ، اما بعد از فوت او شورش بر شورش افزود . هر يك از سرداران اعزه و اذله قزلباشيه و غيره را هواى فرمانفرماى در سر افتاد . و چون سلطان الاولياء شاه نعمت الله ولى رحمة الله چند فردى از احكام زمانه مستقبل بيان فرموده بودند كه پس از سنه الف مائتين [ 1200 ] جلوه نما خواهد شد ، از آب جمله اين است . نظم : ميم و حاميم و دال مىبينم * نام آن شهريار مىبينم باشد از نسل مرتضى آن شاه * علم و فضلش شعار مىبينم هر يك از سرداران معاصرين ايران با اينكه مرتضوى نسب نبودند ، به داعيه برخاستند « 125 » و خود را سلطان عصر دانستند . نظر بر حسب و نسب و علو خاندان و نام و نشان ، ظن اكثر سرداران بر آن حضرت بود و احكام زمان مستقبل را جاماس حكيم و خواجه نصير الدين طوسى عليه الرحمه و ملاعلى قوشچى نيز نوشتهاند ، راقم حروف در ايام توقف ايران ، احكام جاماس را ( 139 ر ) مطالعه كرده بود و ديگر احكام را شنيده است ، كه فضلاء مذكور نسخهها نوشتهاند ، و به قواعد احكام نجومى به رمز
--> ( 124 ) - برلين : به نصيحت . ( 125 ) - ملك : برخواستند .