ابو الحسن قزوينى

85

فوايد الصفويه ( فارسى )

مورچه خواران اعمال « 104 » اصفهان رسيده از آن طرف اشرف با كمك سر عسكر روميان از توپچيان فرنگى و سواران رومى به مقابله پرداخت . باز هزيمت به لشكر اشرف افتاد ، تاب مقاومت نياورده ، از اصفهان به شيراز گريخت . پادشاه به اصفهان رسيده ، رونق افزاى سرير آباد و اجداد گرديد ، « 105 » نادر را به تعاقب اشرف روانه شيراز فرمود . « 106 » باز اشرف از شيراز بيرون آمده ، در توابع شيراز سنگر بسته ، داد جدال و قتال داد . بازتاب مقاومت نياورده ، گريخته به توابع قندهار رسيد . شيخ محمدعلى حزين ، وضعى و ميرزا مهدى خان وضعى مىنويسد و ريش سفيدان بلوچ براهو ، وضع ديگر ظاهر مىسازند . اصحش اين است كه آخر الامر سرش را با بازوبند الماس قيمتى نزد شاه طهماسب مىرسانند . « 107 » آن حضرت آن بازوبند قيمتى را به آورنده مىبخشد . شكست اشرف و قتل وى در سنه يك هزار و يك صد و چهل و دو رخ داد . ملخص : در ايام دولت آن حضرت نادر يوما فيوما منظور نظر تربيت آن حضرت گرديده ( 124 چ ) و مىگرديد ، تا رفته رفته بسيار قوى

--> ( 104 ) - برلين : من اعمال . ( 105 ) - ورود طهماسب به اصفهان پس از گذشت حدود هفت و نيم سال ، و يك ماه پس از ورود نادر به اصفهان ، صورت گرفت . شهر وضعيت اسفناكى داشت و قحطى و گرسنگى بيداد كرده بود بطورى كه طهماسب و ديگران بسيار متاثر شدند و از « گريه جهانسوز آن شاه غم اندوز چون ابر بهاران و چون لاله خونين كفنان به گريه درآمده ، شيون و وا حسرتا به دين گنبد گردون اعلى بلند گرديد » . نگاه كنيد به : محمد كاظم : « نامهء عالم آراى نادرى » ، ج 1 ، ص 87 ب . ( 106 ) - نادر به پاس اين پيروزى حكمرانى ولايات كرمان ، خراسان و مازندران را بدست آورد . افزوده بر آن نادر اجازه حق نصب جقه را مىيابد حسن فسائى در « تاريخ فارسنامهء ناصرى » ( تهران 1313 ق ، ص 169 ) مىنويسد شاه طهماسب « جيقه مرصع براى سپهسالار و . . . » فرستاد . ( 107 ) - جان ملكم در كتاب « تاريخ ايران » ( تهران ، يساولى ، 1362 ، ص 346 ) ، كه اغلب مبتنى بر نوشته‌هاى محمد محسن مستوفى در « زبدة التواريخ » است ، مىنويسد : « ابراهيم خان پسر عبد الله خان بلوچ اشرف را در هنگام فرار شناختند و سرش را جدا كرده ، با الماس بزرگى براى شاه طهماسب فرستادند محمد كاظم مىنويسد كه اشرف شبى در هنگام فرارش در حوالى قندهار ، توسط حسين شاه والى قندهار غافلگير شد و به قتل رسيد . نگاه كنيد به : « نامهء عالم آراى نادرى » ، ج 1 ، ص 90 ب .