عباس قديانى

568

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

كه كتاب مشهور خود را به نام « مجمع البيان فى تفسير قرآن » را در دو جلد در سال 534 به اتمام رساند . طبرك - تبرك [ طبرك اصفهان ] قلعهء قديم در شمال شهر اصفهان ، بيرون دروازهء دردشت ، كه ويرانه‌هاى آن هنوز موجود است . امير تيمور در فتح اصفهان در اواخر قرن هشتم ه . ق . قلعهء طبرك را اشغال كرد . در عهد صفويه جباخانهء اصفهان در طبرك بود . شاردن ، كه در عهد شاه سليمان اول صفوى در اصفهان بوده است ، اين قلعه را مشاهده كرده و تفصيل آن را آورده است . نيز - تبرك طبرك [ طبرك رى ] قلعهء قديم بر بالاى كوه كوچكى به همين نام در شمال شهر رى قديم ، بر جانب راست جادهء رى به خراسان ( جبال رى در طرف چپ اين جاده بود ) ، كه در 588 ه . ق . به دست طغرل ابن ارسلان آخرين سلطان سلجوقى عراق ، ويران شد . به قول بعضى از مورخين ، اين قلعه را منوچهر ابن قابوس زيارى در اوايل قرن پنجم ه . ق . بنا نهاد . ياقوت شرح مفصلى از محاصره و خرابى اين قلعهء مشهور آورده است . به گفتهء وى خوارزمشاه علاء الدين تكش ابن ارسلان بر رى مستولى شد ، و اين قلعه را مسخر كرد ، و چون آهنگ بازگشت به خوارزم كرد ، اميرى به نام طمغاج با « 2000 » سوار خوارزمى در آنجا گذاشت ، و آن را مستحكم گردانيد . اما سرانجام طغرل ابن ارسلان ، كه در اين قلعه محبوس بود ، رهايى يافت ، و به رى فرود آمد ، و آنجا را گرفت ، و سپس به محاصرهء طبرك پرداخت . در همين احوال طمغاج درگذشت . و طغرل طبرك را مالك شد . طغرل معتقد بود كه قلعهء طبرك شبيه مار دو سرى است كه يك سر آن در عراق است و سر ديگرش در خراسان ، و به همين جهت ، به امر وى ، هر چه سلاح و ساز جنگ در آن بود بيرون آوردند ، ذخاير آن به دست مردم رى تاراج شد ، و بعد آن را با خاك يكسان كرد . طبرى ابو جعفر محمد بن جرير بن خالد بن الطبرى آملى ، تولد او 224 و وفاتش در بغداد در سال 310 ه . ق . بود . كتاب معروف وى « تاريخ الامم و الملوك » نوشته‌اند . اسلوب كتاب سالنامه‌نويسى است . نوشته‌هاى او راجع به ايران قديم در زمينهء داستانهاى ما مىباشد ، ولى راجع به دورهء ساسانى حاوى اطلاعات زياد و مفيد است . طبرى ، احسان تئورىپرداز صاحب نام ماركسيسم و مسئول شعبه ايدئولوژيك و عضو كميتهء مركزى حزب تودهء ايران . طبقات ناصرى كتاب تاريخى مشهورى است كه توسط ابو عمر منهاج الدين عثمان بن محمد سراج الدين جورجانى و به نام ناصر الدين محمود شاه تأليف يافته است . اين كتاب شامل تاريخ عمومى عالم خاصه تاريخ غزنويان و شاهان غوريه و جانشينان آنها در غزنه و هند است . در پايان فصل اخبار سودمندى دربارهء حملهء مغول به ايران و خانان مغول تا عهد هلاكو دارد و اگر همه دربارهء حملهء مغول به تفصيل نمىپردازد ولى چون خود معاصر اين طايفه بوده و حوادث را به چشم خود ديده است اخبارش مقرون به صحت مىباشد . مؤلف در اين كتاب از تاريخ بيهقى استفادهء بسيار كرده و آن را مأخذ