عباس قديانى
569
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
تاريخ محمود غزنوى قرار داده و حتى در سبك نوشتن هم از آن تقليد كرده است . اشعار و قصايدى نيز از خود مؤلف نقل شده است . در طبقات ناصرى لغات مغولى براى نخستينبار در زبان فارسى وارد شده است . طپورها - تپورها قومى بسيار قديم كه قبل از هجوم آرياييها به ايران در نواحى شمالى ايران از باكتريها ( بلخ ) تا آتروپاتنه ( آذربايجان ) پراكنده بودند . اقوام مهاجم آريايى طپورها را از اغلب نواحى به تدريج راندند و به نواحى كوهستانى درياى خزر انداختند ، و بعدها به تدريج كيش و آيين آريايى در ميان آنها رايج شد . طپورها و آماردها ( كه نام آمل مازندران را بعضى مأخوذ از نام آنها دانستهاند ) از اقوام باستانى تاريخى مازندران بودهاند . شعبهاى از قوم طپور كه طبرستان از آنها نام گرفته ، و بر طبق مآخذ يونانى ، اسكندر مقدونى آنها را مغلوب كرد در كوهستانهاى شمالى سمنان مأوى داشتند . فرهاد اول اشكانى آماردها را به ناحيهء خوار ورامين منتقل ساخت ، و طپورها مواضع آنان را نيز اشغال كردند ، و سرزمين مازندران به نام آنها به طپورستان ( طبرستان ) معروف شد . طخارها - تخارستان قومى از سكاها بودند كه در آن طرف سند كه اكنون آن سرزمين را فرغانه گويند زندگى مىكردند . و در قرون اول اسلامى اعراب از اين قوم نام مىبردند . چون ايرانيها بيشتر با طخاريها سروكار داشتند ، و آنان آريانهاى سكايى بودهاند ، پس مىتوان گفت كه ايرانيها با تورانيان غير اكتايى در زدوخورد بودهاند و آنها به باختر ريختهاند . اما طخاريها از نژاد زردپوست نبودهاند زيرا اولا از زبان آنان اين نكته مسلم است . و ديگر چند سال قبل در تورفان ، كه از بلاد غربى چين است آثارى خطى به دست آمد و سه زبان در اين كتابها يافتند . يكى از آنها طخارى است و اين زبان هم به زبانهاى ايران شمالى نزديك است . و چون اراضى حوزهء علياى رود جيحون به نام قوم طخار بود معروف به طخارستان ( تخارستان ) شد . طراقاى پنجمين پسر از پسران هلاكو خان ، مادر وى يورقچين و قما بود . طرخان لقب شاهان ( حكمرانان ) سمرقند ( دورهء ساسانى ) . طسوج در اصطلاح جغرافيانويسان اسلامى بخشى از يك سرزمين ، كوچكتر از استان و كوره و رستاق ، اين لفظ بيشتر در مورد تقسيمات عراق عرب به كار مىرفته و احتمالا تقسيم به طسوج براساس آبيارى بوده است . طشتخانه در عهد سلاجقه ، عنوان دستگاه و محل مخصوصى كه امر ترتيب آلات و وسايل غسل و وضو و لوازم حمام سلطان و اهل حرم او در آن تهيه مىشده است . نظارت در تهيه و جمع لوازم حمام - از قطيفه و جامههاى سفيد گرفته تا وسايل و اسباب گرم كردن حمام دربار سلطان - جملگى به وظايف اين دستگاه تعلق داشته است . در عهد سلطان سنجر سلجوقى ، مالى كه از ولايت خوارزم مىرسيده است به مخارج طشتخانهء سلطان اختصاص داشته است . و به همين