عباس قديانى

787

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

اسماعيليان سعى بليغ مىنمود و سلطان سنجر را تشويق كرد تا به قلعهء الموت لشكركشى كند . در اثر اصرار و ابرام وى در اين راه سرانجام به دست دو نفر از فداييان اسماعيلى كه طبق دستور اسماعيليان به عنوان مهتر اسبان در دربار سلطان سنجر به كار مشغول شده بودند ، به‌قتل رسيد . مغان مغان در اصل قبيله‌اى از قوم ماد بودند كه مقام روحانيت منحصرا به آنان تعلق داشته است . اينان در عهدهايى چون اشكانيان ، ساسانيان نيز در مقام روحانيت بوده و تكليفشان عبادت و اجراى اعمال مغ با ظرفى براى هئومه ( ؟ ) از روى نقش برجسته استخر . قرن پنجم ق . م . دينى بود . در دورهء ساسانيان علاوه بر قدرت دينى به‌علت عمدهء اقتدار آنان كه داشتن املاك و صنايع و ثروت هنگفت بود كه از راه جرايم دينى و عشريه عايد آنان مىگشت ، داراى استقلال تمام شدند و دولتى در دولت تشكيل دادند . به طورى كه در زمان شاپور دوم كشور ماد ، خصوصا ايالت آتروپاتن را كشور مغان مىشمردند . مغستان عبارت از دو مجلس مشورتى اشكانيان بود كه شاهان اشكانى در امور مملكتى به اين دو مجلس مغ . مجسمهء كوچك نقره از آنچه اصطلاحا « گنجينه آمودريا » ناميده مىشود . قرن چهارم ( ؟ ) ق . م .