عباس قديانى

788

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

مشورت مىكردند ، يكى از اين دو مجلس از اعضاى خاندان سلطنتى و مجلس ديگر از اشراف و رؤساى روحانى تشكيل يافته بود و دو مجلس را باهم مغستان مىناميدند . اين مجلس پس از درگذشت شاه جانشين او را انتخاب مىكرد . مغول مغولها قبيله‌اى از اقوام زردپوست بودند كه قبايل ديگر در سرزمينهاى شمالى صحراى گما در جستجوى آب و چراگاه ييلاق و قشلاق مىكردند . از اين اقوام آنان كه زندگانى خود را به شكار و گله‌دارى مىگذرانيدند از گوشت و شير ترش كه قميز خوانده مىشد تغذيه مىكردند و معاش خود را از راه معاوضه پوست و چهارپايان با همسايگان ختايى و چين مىگذرانيدند . كلمه مغول تا قرن چهارم هجرى معمول نبود و شايد اين لغت از زمانى نام همه قبايل مغول شد كه رئيس قبيله مخصوصى بر ساير قبايل رياست يافته و نام جزء را بر كل اطلاق و تحميل كرده باشد . اين زردپوستان كه در نزد مسلمانان به نامهاى مغول و تاتار خوانده مىشوند قومى بودند بدوى ، ساكن دره‌هاى