عباس قديانى
776
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
فهد با اصول مذهبى تشيع آشنايى يافت . اما بهتدريج جنبههاى صوفيانه در افكار وى پديد آمد و حركت خود را با چنين زمينهاى و با اعتكاف در كوفه آغاز كرد و به زودى در واسط و نواحى اطراف آن پيروانى يافت و دعوى مهدويت نمود . وى طريقت ويژهاى را بهوجود آورد . بيمارى استاد وى ابن فهد فرصت بيشترى به محمد فلاح داد . وى توانست بر كتابى از ابن فهد كه راجع به علوم غريبه بود ، دست يابد . ظاهرا آگاهى از علوم غريبه يكى از آرزوهاى محمد فلاح بود و دستيابى به آن مىتوانست جنبه عقايد وى را تسريع بخشد . كارى كه ابن فهد هرگز با آن موافق نبود ؛ و حتى در نتيجه آن حكم قتل وى را صادر كرد ، اما وى توانست با ادعاى سيد سنى صوفى بودن ، از اين فتوى رهايى يابد . وى از آن پس در هويزه و حوالى آن به تبليغ پرداخت و توانست به پيروان خود بيفزايد . تبليغات پسرش مولانا على نيز به افزايش پيروان وى كمك كرد و در اين زمان با جنگ و غارت و فروش اموال ، نيروى خويش را با تجهيزات جنگى آراست و به نواحى ديگر هويزه روى آورد و قدرتى به هم رساند و نام مشعشع - كه ريشهاى مذهبى و قوى در تشيع دارد بر خود گذارد . مشعشعيان معتقد به منشأ واحد انبياء و اولياء و متمايل به عقيده حلوليه بودند و با اين عقايد ، حكومتى مجهز به نيروى روحانيت علوى برپا كردند كه در شخص محمد فلاح متجلى بود . آنان در حلقهاى مىنشستند و ذكر على اللهى و غيره گفته و بهحالت روانى جديدى دست مىيافتند . و مىتوانستند كارهاى خلاف عادت ، مانند بلعيدن شمشير برهنه و در مقابل شمشير و تير رفتن را انجام دهند . شهرت محمد فلاح به زودى در ناحيه خوزستان گسترده شد و موجبات نگرانى مقامات حكومتى و دستنشاندگان محلى حكومت را بهوجود آورد . در نتيجه لشكرى از جانب شيراز جهت سركوبى آنان رهسپار شد . رشادت پيروان وى موجبات پيروزى قواى او را بهوجود آورد اما به زودى با حمله ديگرى از جانب حكام محلى به كمك اسفند - شاهزاده قراقويونلو - پراكنده شدند . محمد فلاح پس از چند سال مجددا به خوزستان باز مىگردد و در ناحيه هويزه دولتى تأسيس مىكند . به زودى مشعشعيان بر سرزمينى از ناحيه اهواز تا حله استيلا يافتند و شهر نجف را تسخير و غارت كردند . در سال 1457 قواى مشعشع به رهبرى مولا على پسر محمد فلاح توانست بغداد را به تصرف درآورد . با مرگ مولا على و سپس محمد فلاح پسر ديگرش محسن ، سرپرستى نيروهاى جنبشى را برعهده گرفت . اما با فوت وى اين نهضت تضعيف شد و در اولين سالهاى به قدرت رسيدن دولت صفوى ، شاه اسماعيل بهعلت آنكه سلطان فياض مشعشعى على اللهى پادشاه بود و دعوى الوهيت مىكرد ، عازم هويزه شد و بهقول اسكندر بيك تركمان ، پس از جنگى سخت فياض بدسگال ، با بسيارى از اهل ضلال ، به تيغ تيز غازيان ظفر مال ، به راه عدم استعجال نمودند . بعد از آن گرچه واليان خوزستان از سادات مشعشعى انتخاب مىشدند و بالاترين مقام ولايت را در دولت صفوى داشتند ، اما امراى مشعشعى اغلب از دستنشاندگان دولت صفوى بودند . در عهد شاه طهماسب ، امير دستنشانده آنها به نام علاء الدوله رعناشى سر به شورش برداشت در نتيجه طهماسب براى سركوبى وى عازم خوزستان شد . با فرار رعناشى به بغداد ، حكومت آن ناحيه به شجاع الدين مشعشعى رسيد ، اما ديگر از اين نهضت چيزى باقى نمانده بود .