عباس قديانى

723

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

يافتند . و سومر و اكد به دست آن قوم وحشى افتاد . پس از چندى ، توخگال ، پادشاه ارخ با تيريكان ، پادشاه گوتىها جنگ كرد و او را اسير نمود و قدرت و سلطهء گوتىها را خاتمه داد . فرمانروايان لولوبى در 91 سال حكومتشان بر بين النهرين از اين قرار بوده‌اند . ايمنا ، اينكه شوش ، سارلاگاب ، شول‌مه ، الولومش ، اين‌ماباگش ، اين‌گه شوش ، ايارلاگاب ، اىباته ، ايارلاگاب ، كورومخ ، خابيل‌كين ، لايه‌رايوم ، اىراروم ، اىبراتوم ، خابلوم ، يوزودر - سوين ، ايارلاگاندا ، سىاوم ، تىرىكان . گوتيان ساكنان سرزمين گوتيوم . واقع در كوهستانهاى شرق بابل . گوتيان در زمان نارامسين ، يا فرمانرواى ديگرى از سلسلهء اكدى بابل ، بر آن حمله كردند و حدود يك قرن ( حدود 2230 - 2120 ق . م . ) به نام سلسلهء گوتى يا گوتيان فرمانروايى بابل بودند . گوچشاه پادشاه طوايف گوچ در جنوب شرقى ايران و همسايهء بلوچهاى امروز بوده‌اند . اين طايفه را به عربى « قفص » و پادشاه ايشان را « قفص شاه » گويند . گودا ( Gudea ) از پادشاهانى كه شهر لاگاش را پايتخت خود قرار داد . وى انزان يعنى عيلام را مطيع كرد و به كشوردارى پرداخت . دورهء او از ادوار درخشان تمدن است . وى ابنيهء فراوان ساخت ؛ بناى « نين‌گيرسو » رب النوع شهر لاگاش را به او نسبت مىدهند . گودين تپه منطقهء وسيعى در حدود دوازده كيلومترى جنوب شرقى كنگاور ، نزديك كرمانشاه كه يكى از بزرگترين تپه‌هاى باستانى مىباشد . اين تپه به سرپرستى « كايلريانگ » حفارى شده است ، داراى هفت دوره اصلى مىباشد كه تمدنهاى مختلفى را دربر دارد و در ميان طبقات ، استقرار مادها را « گودين » روشن مىسازد . گودئا شاه سومر در شهر لگش در بين النهرين جنوبى در قرن 21 پ . م . حكومت مىكرد . چند مجسمهء سنگى از او در موزه لوور وجود دارد . گورخان نام عمومى امراى سلسله قراختاييان كه در ماوراء النهر امارت داشته‌اند و دولت آنها به دست سلطان محمد خوارزمشاه كوچك خان رئيس قوم عيسوى مذهب نايمن از طوايف مغول در 617 ه . ق . برافتاد . نام و لقب پادشاه تركستان و ختاست آنان را غراخان نيز گفته‌اند . گورداعى محلى در نزديكى گرگان كه تن بىسر محمد ابن زيد علوى كه در سال 287 ه . ق . در نزديكى گرگان شكست يافت و به قتل رسيد در آنجا مدفون است . گوردن‌دگن ( Gorondagan ) آرگ مستحكمى كه « وه‌اردشير » داشته و در اين ارگ يك زندان دولتى به نام « زندان بدون بازگشت » قرار داشت كه در آن زندانيان محكوم به مرگ را جاى مىدادند تا ظرف يك هفته با ديگران از گرسنگى جان بدهند .