عباس قديانى
710
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
سلجوقى به حكومت سيستان رسيد . به قولى طبقات ناصرى ، جانشينان وى تا زمان هجوم مغول به شرح ذيل بودهاند ( تواريخ مربوط به دورهء فرمانروايى و صحت آنها مورد ترديد است ) : تاج الدين اول ( ملك نيمروز ) 480 - 559 ه . ق . شمس الدين محمد 559 - ؟ ملك سعيد تاج الدين دوم ؟ - 612 ه . ق . ملك غازى بهرامشاه 612 - 618 ه . ق . پس از مرگ بهرامشاه بين دو پسرش ركن الدين و نصرت الدين بر سر فرمانروايى كشمكش درگرفت . عاقبت اولى پيروز شد ، ولى هردو در كشتارهايى كه به دست مغولان روى داد به قتل رسيدند . در حملهء امير تيمور ، ملك قطب الدين كيانى دستگير شد ( 785 ه . ق . ) . از زمان تيمور تا دورهء صفويه سيستان معركهء مبارزات فرمانروايان و اشراف محلى بود ، چنان كه ملك معز الدين حسين به دست همين دستهء اخير به قتل رسيد ( 859 ه . ق . ) . در دورهء صفويه ملوك سيستان تابع دولت صفويه بودند ، ولى محل ترديد است كه ملوك كيانى اين دوره از اعقاب همان طاهر سابق الذكر بوده باشند . پس از حملهء افغان ، محمد كيانى كه توطئه با افغانها سيستان و قسمتى از خراسان را متصرف شد ، و اسد الله كيانى را كه از جانب صفويه امارت ناحيهء سيستان را داشت بر كنار كرد . ندرقلى ( نادر شاه ) محمد را به قتل رسانيد ، و دگربار اسد الله كيانى را به تخت سلطنت سيستان نشانيد . اسد الله به زودى درگذشت ، و پسرش حسين كيانى جانشين او شد . وى بر ضد نادر قيام كرد ، قواى ندر او و برادرانش فتحعلى و لطفعلى را چندين سال در قلعهاى بر كوه خواجه محاصره كردند ، تا به اطاعت نادر درآمدند . پس از مرگ نادر سيستان به دست احمد شاه درانى افتاد و او با خواهر ملك سليمان كيانى ، فرمانرواى سيستان و پسر و جانشين حسين كيانى وصلت كرد . پس از وى ، پسرش بهرام كيانى به سلطنت نشست ، كه به سبب مزاحمت سربنديها و شهركيها ، كه نادر به سيستان كوچانيده بود ، سركردگان بلوچ را به كمك طلبيد . در نتيجه ، تيمور شاه ، جانشين احمد شاه درانى ، بهرام را خلع كرد ، و يكى از سركردگانى شهركى را به تخت نشانيد . وى در حدود 1191 ه . ق . كشته شد ، و با ديگر بهرام به فرمانروايى نشست ، ولى اين بار تابع حاكم افغان لاش بود ، كه به جانشينى بهرام نشست ، ولى سربنديها دست او را كوتاه كردند ( 1253 يا 1254 ه . ق . ) . كيانيان در روايات ملى ايران ، دومين سلسلهء پادشاهان ايران ، كه پس از پيشداديان پادشاهى كردند . نخستين پادشاه اين سلسله كيقباد است ، و پس از او به ترتيب كاووس ، كيخسرو ، كىلهراسپ ، كىگشتاسب ( پدر اسفنديار ) ، بهمن ، هماى ( دختر بهمن ) ، داراب و دارا پادشاهى يافتند ، و اين دارا ( يا داراى دارايان ) به دست اسكندر مقدونى كشته شد . لفظ « كيانيان » جمع « كيانى » و كيانى صفت منسوب به كيان است ، كه خود جمع كى مىباشد . كى ، به معنى امير و شاه ، عنوان خاص رؤساى قبايل آريايى شرقى و شمال شرقى ايران است ، كه پس از رسيدن به مقام فرمانروايى چنين لقب يافتهاند ، و اين شاهان و امراى كيانى از عهد قديمتر از زردشت هستند . به عبارت ديگر ، اين شاهان و امرا يادآور عهد تاريخى پس از استقرار آرياييهاى مهاجر در ايران شرقى هستند ، كه تحت شيوهء پادشاهى منظمى درآمدهاند ، و اين پادشاهى ، كه اولين تشكيلات بزرگ و خالص سياسى آريايى در سرزمين ايران است ، تا دورهء ظهور