عباس قديانى
687
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
خويش در قراجهداغ پرداخت . در هنگام استيلاى كريمخان زند ، كاظم خان نيز به اردوى خان زند پيوست ، و جزو ملازمان او شد . كاكويه ابو جعفر دشمن زيار پسر خال مادر مجد الدولهء ديلمى بوده و از اين سبب به ابن « كاكويه » مشهور است . دانشمند مشهور ، ابو على سينا در خدمت علاء الدوله بود . كتب اين دانشمند به دست لشكر ابو سهل افتاد و به غزنه فرستاده شد . اين كتب در فتنهء حسين بن غورى در غزنه طعمهء حريق گرديد . علاء الدوله با آن اوضاع و احوال دست از اصفهان و متصرفات خود برنداشت تا اينكه در سال 433 وفات نمود و ظهير الدين ابو منصور فرامرز جاى او را در اصفهان گرفت . نفوذ اين خانواده در حدود اصفهان ، همدان و نهاوند تا سال 433 ه . ق . ادامه داشت . كالاتوس كلاه استوانهاى شكلى كه در زمان هخامنشى بر سر مىگذاشتند . كالح - كالاه شهر باستانى آشور ، جنوب نينوا ، جنوب موصل كنونى در عراق . اين شهر كه نامش در تورات ، كالح ذكر شده همان شهر باستانى نمرود است ، كه از نمرود معروف نام گرفته است . رونق و شهرت كالح از زمانى است كه آسورنصير پال سوم ، اين محل را پايتخت خود قرار داد . ( حدود 880 ق . م . ) ، در حفرياتى از نيمهء دوم قرن نوزدهم ميلادى در اينجا به عمل آمده نقوش برجسته عاجكاريها ، و حجاريهاى جالبى به دست آمد ، و نيز ، كاخهاى آسورنصير پال سوم كشف شده است ، حتى پس از آنكه نينوا پايتخت سياسى شد ، كالح از مقرهاى سلطنتى بود . مجسمهء سياه معروف شلمنصر سوم را در كالح كشف كردند . كامرون ( Cameron ) آشورشناس و تاريخنويس آمريكايى از دانشگاه ميشيگان . كبتاول نگهبان شب . كبوجيه كوروش از همسر خود « كاساندان » دو پسر داشت : يكى را « كبوجيه » مىخواندند ، كه حكومت بابل را داشت و در زمان غيبت كوروش از ايران نيابت سلطنت بهعهدهء او محول شده بود ، و ديگرى « سمرويز » بود ، كه داريوش بزرگ در كتيبهء بيستون او را « برديا » نوشته است . و وى حكومت خوارزم و باختر پارت و كرمان را داشت . از آنجا كه مردم ، برديا را دوست مىداشتند ، كبوجيه بر او حسد برده قبل از عزيمت خود به مصر ، در نهان او را كشت . راجع به اين ماجرا ، كه براى ايران بسيار گران تمام شد ، مورخين يونانى رواياتى ذكر كردهاند كه اكثر آنها با سند رسمى كتيبه بيستون مخالفت دارد . موافق مفاد كتيبهء بيستون ، ستون يك ، بند دهم و يازده « برديا » قبل از عزيمت كبوجيه به مصر كشته شد ، و بايد دانست كه اين ماجرا در پنهانى ، رخ داد و جز سه تن از محارم شاه « آرتاسير اسبغپت » و