عباس قديانى
515
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
شاهزادگان ازبك ، كه به دربار او پناه آوردند ، حكايت از جوانمردى و مهربانى او داشت . در 1075 ه . ق . در سلطنت آلكسى ميخايلوويچ ( پدر پطر كبير ) ، هيئتى قريب 800 تن ، همراه با دو مأمور سياسى ، از روسيه به ايران آمدند ، و شاه از آنها نخست به گرمى پذيرايى كرد . اما بعد معلوم شد كه آن 800 تن مأموريت سياسى نداشتهاند ، و براى فرار از پرداخت گمرك خود را به مأمورين سياسى بستهاند . شاه برآشفت و مأمورين سياسى را از حضور خود مرخص كرد ، و جوابى به درخواست آنها نداد . الكسى از اين رفتار شاه عباس دوم كه در واقع بجا و سزاوار بود ، رنجيد و آن را اهانتى به مأمورين خويش تلقى كرد . از اينرو عدهاى لشكر به مازندران فرستاد ، و آنها شهرهاى مجاور را كه حاكمنشين آن ولايت بودند غارت كردند . اما شاه عباس آنان را شكست داد ، و از حدود مملكت بيرون راند . اين ماجرا ظاهرا متضمن اولين سفارت روسيه به ايران و هم اولين تجاوز روسيه به ايران بود . غير از روسيه ، در اين دوره فرانسه هم به دربار شاه ايران سفير فرستاد ، و شاه عباس در حق او ملاطفت و محبت كرد . غالب بازرگانان اروپايى كه در آن زمان به ايران آمدهاند رفتار شاه عباس ثانى را نسبت به عيسويها ستودهاند . شاه عباس چند بار ( در سالهاى 1059 - 1064 و 1068 ه . ق . ) بر سر قندهار با لشكريان پادشاه هند جنگ كرد و جز 6 ماه ( در 1068 ه . ق . ) كه قندهار در تصرف هنديان ماند ، همواره فاتح بود . شاه جهان ، پادشاه هند ، در 1056 ه . ق . سفيرى براى ايجاد روابط دوستى به نزد شاه عباس فرستاد ، و او نيز در 1070 ه . ق . به همين منظور سفيرى به دربار اورنگ زيب روانه كرد . شاه عباس سوم صفوى شاه عباس سوم ، متوفى 1152 ه . ق . ، پادشاه در دورهء نادر ( 1145 - 1047 ه . ق . ) ؛ پسر شاه طهماسب دوم صفوى . در 1145 ه . ق . ، طهماسب قلى خان ( نادر شاه افشار ) پدر او را كه طفلى 7 ماهه بود اسما به سلطنت برداشت . و سپس عباس دوم معزول شد و نادر خود به سلطنت نشست ( 1148 ه . ق . ) . در 1152 ه . ق . هنگامى كه نادر در هند بود ، پسرش رضا قلى ميرزا ، شاه عباس سوم و شاه طهماسب دوم را به قتل رسانيد . شاهقلى سلطان استاجلو شاهقلى سلطان استاجلو از وزيران شاه طهماسب اول صفوى . شاه محمد خدابنده از پادشاهان صفوى ( 985 - 996 ه . ق . ) كه پس از مرگ شاه اسماعيل دوم بزرگان مملكت محمد ميرزا را آنگاه كه در شيراز بود خوانده و بهجاى برادر به سلطنت برداشتند . او در دوم شوال همان سال به قزوين وارد شد و به لقب خدابنده ملقب گرديد . وى علاوه بر ضعف بينايى ، مردى بىاراده بود . نخستين كار او اين بود كه خواهرش پريخان خانم ، دختر شاه طهماسب ، را كه در دسايس دربارى دست داشت با شمخال خان و شاه شجاع طفل شاه اسماعيل ثانى به قتل رساند . در زمان او سلطان مراد خان ثالث عثمانى يكى از سرداران خود را به نام عثمان پاشا در 986 ه . ق . به شروان و قراباغ فرستاد و آن نواحى را فتح كرد . سلطان محمد خدابنده پسر مهتر خود حمزه ميرزا را با سپاهى به دفع وى فرستاد و وى لشكر