عباس قديانى
482
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
معرقكارى تزيين نمودهاند . با ملاحظه دقيق اين بناى عظيم به نظر مىرسد كه علاوه بر محل آرامگاه اصلى كه شامل ساختمان مركزى گنبد است و به نام تربتخانه شهرت دارد ، بناهاى معظم و عالى ديگرى در جنب آرامگاه ساخته شده بود . گنبد سلطانيه گنبدى يك پوششى است و يكى از بزرگترين گنبدهاى تاريخى اسلام به شمار مىرود . سلطانيه سلطنت غزنويان آل ناصر دولت غزنويان در عهد سلطنت سلطان محمود غزنوى ، ( 389 - 421 ه . ق . ) پسر سبكتكين ، به اوج قدرت و عظمت رسيد . محمود برادر خود اسماعيل غزنوى را كه بر طبق وصيت سبكتكين ، جانشين پدر بود ، عزل كرد ، و خود مستقلا به سلطنت نشست . سلطان محمود غزنوى بزرگترين پادشاه سلسلهء غزنوى و يكى از بزرگترين پادشاهان فاتحين مسلمان است . از لحاظ سياسى ، جلوس وى مصادف با زوال قدرت سامانيان بود ؛ از اينرو ، وى توانست با ايلكخانيان ، كه دولت سامانيان را در ماوراء النهر برانداخته بودند ، سازش كند ، و به موجب موافقتنامهاى ، قلمرو سامانيان را بين خود و ايشان تقسيم نمايد . دوران عظمت دولت شيعى آل بويه نيز سپرى شده بود ، و قلمرو آن دولت چندين بار مورد حملهء سلطان محمود قرار گرفت ، و اين حملات خود خدمتى بود به قادر ، خليفهء عباسى ، كه محمود با وى اسما اتحاد داشت . سلطان محمود چندين بار به هند لشكر كشيد . پس از مرگ محمود پسرش محمد غزنوى به سلطنت نشست ، اما پس از چند ماه ، با مخالفت برادرش مسعود ( مسعود اول غزنوى ) ، كه در زمان پدر حكومت اصفهان و رى را داشت ، مواجه شد ، و از سلطنت خلع گرديد ، و به زندان افتاد . مسعود مردى خودرأى و جنگجو اما شرابخواره و فاقد استعدادهاى سياسى پدر بود ؛ فتوحات محمود را در هند تعقيب كرد ، و در استيصال آل بويه كوشيد . در سلطنت وى ، سلاجقه به تدريج از جيحون گذشتند ، و رو به خراسان نهادند ، و بالاخره بر آنجا مستولى شدند ( 429 ه . ق . ) ، و در رمضان 431 ه . ق . ، در جنگ دندانقان ، سلطان مسعود را شكستى سخت دادند ، و متصرفات وى را در خاك ايران به دست آوردند . مسعود ، در راه عزيمت ( 432 ه . ق . ) به هند ، به توطئه لشكريانش ، كه طمع در مال وى كرده بودند ، مقيد و محبوس شد ، و چندى بعد در زندان به قتل رسيد . پس از وى ، محمد غزنوى به كوشش لشكريان شورشى مسعود چند ماه سلطنت كرد ، ولى مودود غزنوى او را به قتل رسانيد ( 432 ه . ق . ) ، و خود به سلطنت نشست . بعد از مرگ مودود ( 20 رجب 441 ه . ق . ) ، منازعات خونينى بين مدعيان جانشينى وى درگرفت كه سبب ضعف دولت