عباس قديانى

483

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

غزنوى شد . سرانجام ، پس از فتنه‌هايى كه امرا و سرداران غزنوى براى تحكيم موقعيت خود برپا كردند ، محمد ابن مودود ، مشهور به مسعود دوم غزنوى را كه طفلى 6 ساله بود ، به سلطنت برداشتند ، اما سلطنت وى دوامى نيافت ، و پس از چند روز ، على ابن مسعود غزنوى شريك وى در سلطنت گرديد . اين سلطنت مشترك جمعا دو ماه به طول انجاميد ، و سپس عبد الرشيد غزنوى هردو را خلع كرده خود به سلطنت نشست ( رمضان 441 ه . ق . ) . عبد الرشيد در دورهء سلطنت خود با همسايگان به مدارا زيست ، اما موفق به تثبيت اوضاع داخلى نشد ، و سرانجام طغرل كافر نعمت ، از غلامان سلطان مسعود غزنوى ، او را فروگرفته به قتل آورد ( 444 ه . ق . ) ، و چند ماهى سلطنت را غصب كرد ، اما دورهء اقتدار وى نيز طولى نكشيد ، و در همان سال ، يكى از سرداران عبد الرشيد غزنوى به نام نوشتكين سلاحدار به كمك تركى ديگر ، او را بكشت ، و فرخزاد غزنوى را كه طغرل در بند كرده بود آزاد نموده بر تخت نشاند . پس از وفات ( صفر 451 ه . ق . ) . فرخزاد ، برادرش ابراهيم غزنوى جانشين وى شد . ابراهيم با سلاجقه پيمان صلح بست ، و به موجب آن پيمان ، ختلان ، چغانيان ، و قباديان را به آنها واگذار كرد ، و سپس با فراغ بال به توسعهء متصرفات دولت غزنوى در هند پرداخت ، و نفوذ از دست رفتهء آن دولت را در پنجاب برقرار كرد ، و حكومت لاهور را به پسر خود سيف الدوله محمود غزنوى داد ( 469 ه . ق . ) ، اما چون سيف الدوله در صدد خلع قدرت از پدر برآمد ، مقيد و محبوس گشت . ابراهيم در شوال 492 ه . ق . درگذشت ، و پسرش مسعود سوم غزنوى به جاى وى نشست . مسعود رشته‌هاى مودت با سلاجقه را حفظ كرد ، و تا ( 508 يا 509 ه . ق . ) در صلح و آرامش زيست . پس از مرگ مسعود سوم غزنوى ، جنگ و برادركشى بين سه تن از پسران او بر سر سلطنت درگرفت ( شيرزاد غزنوى ، ارسلانشاه غزنوى ؛ بهرامشاه غزنوى ) . در زمان بهرامشاه ، كشمكش سختى بين وى و غزنويان ( آل شنسب ) روى داد ، و سرانجام علاء الدين جهانسوز غزنه را گرفت و به آتش كشاند . بعد از بهرامشاه ، پسرش خسرو شاه غزنوى به تخت نشست ( 552 ه . ق . ) ، و پس از مرگ ( 555 ه . ق . ) خسرو شاه ، پسرش خسرو ملك غزنوى پادشاهى يافت ، اما وى پادشاهى بىكفايت بود ، و سرانجام از معز الدين محمد سام غورى شكست يافت ، و سلسلهء غزنوى منقرض شد ( 583 ه . ق . ) . سلغر نام قبيله‌اى است از تركان . سلغر جد سلغريان ، يا اتابكان فارس قرن 5 ه . و رئيس يك دسته از تركمانان قبچاق بود ، كه با طايفهء خود به خراسان كوچ كرد ، و پس از يك دوره تاخت و تاز به خدمت طغرل بيك پيوست و نزد او رتبهء حاجبى يافت . سنقر بن مودود مؤسس سلغريان نوادهء اوست . سلغريان در فارس از اولاد سلغر كه رئيس يك دسته از تركمانان بود ، بر ضد سلجوقيان قيام نمود و سلسلهء اتابكان فارس يا سلغريان را تأسيس كرد . در ميان اتابكان فارس ، اتابك « ابو بكر بن سعد » به مناسبت سياست و تدبيرى كه در حفظ فارس از حملهء مغول به خرج داد ، مقامى ارجمند دارد . وى زيرك و موقع‌شناس براى نجات خطهء فارس از