عباس قديانى
348
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
خراد برزين در شاهنامه ، مشاور هرمزد ، پادشاه ساسانى ، و سردار لشكر خسرو پرويز در جنگ با بهرام چوبين . خراسانى : - آيت الله آخوند خراسانى خرده اوستا يكى از بخشهاى پنجگانهء اوستا ، آذربد مهر سپندان اين كتاب را تدوين كرد ، و آن را براى نماز و ادعيهء اوقات روز و ايام متبرك ماه و اعياد دينى تخصيص داد . مطالب آن از اوستاى بزرگ استخراج شده است و تمام مندرجات خرده اوستاى موجود به زبان قديم اوستايى نيست بلكه قسمت عمدهء آن متعلق به ازمنهء اخير و به زبان پازند است . خرمباش رئيس تشريفات در عهد ساسانى . خرمدينان قيام نهضتى بود كه عليه خلفاى بغداد به رهبرى بابك خرم الدين در شمال غربى ايران در 201 ه . ق . صورت گرفت و مدت 22 سال و در آن سامان به استقلال ماند و شكستهاى بسيار به سرداران خليفه وارد كرد . اكثريت افراد اين نهضت كشاورزان و پيشهورانى بودند كه مىكوشيدند تا راه و رسم مزدكى را احيا كنند و به دوران ستمگرانه بيدادگران ايرانى و عرب پايان بخشند . خليفهء عباسى تمامى همت خود را بر دفع بابك نهاد تا آنكه يكى از سرداران ايرانى را به نام افشين براى قلعوقمع وى برگزيد . افشين سرانجام به يارى خيانت حكام محلى بابك را دستگير و به سامره نزد معتصم گسيل داشت . خليفه امر كرد دستها و پاهاى بابك را قطع كنند . چون يك دست بابك را بريدند دست ديگر در خون خود برد و در روى خود ماليد . معتصم گفت : اين چه عمل است . بابك گفت در اين كار حكمتى است ، شما هردو دستوپاى مرا خواهيد بريد و صورت مردم از خون سرخ باشد من روى خويش از خون خود سرخ كردم تا چون خون از تنم بيرون شود نگويند كه رويش از ترس زرد شده است . سپس خليفه دستور داد او را به قتل برسانند ( 223 ه . ق . ) . خرمدينان به دو گروه تقسيم مىشدهاند : 1 - جاويدانيان ، آنان پيروان جاويدان پسر شهرك بودهاند . 2 - بابكيان يا بابكيه كه از بابك پيروى مىكردهاند . طرفداران بابك پيراهن سرخ مىپوشيدند و به اين اعتبار آنها را سرخ جامگان و به قول اعراب ، « المحمره » مىخواندند . بابك مانند المقنع معتقد به حلول بود . وى خود را مظهر روحى جاويد مىدانست و در نظر داشت دين مزدك را از نو زنده سازد . نيز - سرخ جامگان . خزرها قوم خزر ، قومى قديم كه امروز از ميان رفته است ، و اولينبار در قرن 2 م . در ماوراء قفقاز ، به عنوان قومى متمايز در صحنهء تاريخ پديد آمد ، و بعدها در روسيهء جنوبى بين رودهاى ولگا و دون سكنى گزيد ، و دولت مقتدرى تشكيل داد ، كه سرانجام در سال 965 برافتاد . قوم خزر مدتها با ايران همسايهء ديواربهديوار بوده است و روابط آشتى و جنگى بسيارى با ايرانيان داشته . خزرها در 198 م . به ارمنستان تاختند ، ولى