عباس قديانى
349
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
بيرون رانده شدند ، و اين حمله و عقبنشينى ادامه يافت . ظاهرا سبب اين مهاجمات اوليه فشار قبايل بيابانگرد و تحصيل غنايم يا گرفتن انتقام بود ، اما در جنگهاى ايران و روم - كه هدف ، و اغلب ميدان آنها ارمنستان بود - دوستى و دشمنى خزرها اهميت سياسى يافت . ارمنستان به تمدن روم و به مسيحيت تمايل داشت ، و فرمانروايان آن كينهء ديرينه نسبت به سلاطين ساسانى داشتند . به اين جهت در جنگهايى كه بين سالهاى 200 و 350 م . بين ايران و روم روى داد ، سياست سلاطين ايران جلب خزرها بود . در قرن 4 ، كه ارمنستان شرقى به تصرف ايران درآمد ، خزرها از اين همسايهء نيرومند متوحش شدند ، و با روم شرقى عقد اتحاد بستند ، و از آن به بعد مشى سياسى آنها همين بود . در لشكركشى يوليانوس به ايران ( 363 ) ، به يارى وى شتافتند . مقارن نزديك شدن ايران به قفقاز ، خزرها از يك طرف در معرض تهديد ايران و از طرف ديگر در معرض تهديد هونهاى شمالى قرار گرفتند . تئودوسيوس دوم كوشيد تا با تطميع خزرها آنها را به جنگ با هونها وارد ميدان كند ، ولى آتيلا اطلاع يافت ، و بىدرنگ دولت خزر را برانداخت ، و خزرها را مطيع خود ساخت ، و پسر خود آلاك را پادشاه آن قوم كرد ( 494 ) . پس از وفات آتيلا ( 453 ) ، مهاجمات و مهاجرتهاى آشفتهاى كه وى آنها را متوقف ساخته بود بار ديگربار آغاز شد ، و خزرها ، در مقابل سيل اقوام مختلط تاتار ، از مواضع دفاعى ايران در قفقاز درگذشتند ، و سرزمينهاى تا رودهاى كورا و ارس را متصرف شدند ، و در ايبريا ( گرجستان ) ، و ارمنستان نيز تاختوتاز كردند . در سراسر قرن 6 م . سرزمين خزرها ميدان تاختوتاز قبايل وحشى بود ، كه هجوم هونها راه عبور آنها را به اروپا باز كرده بود ، و خزرها به دهانههاى رود ولگا پناه بردند . در اين زمان ، ناحيهء ممتد از مغولستان تا درياى سياه تحت استيلاى تركها بود ، و به درستى نمىدانيم كه چگونه دولت آنها در اروپاى شرقى برافتاد ، ولى در قرن 7 م . بار ديگر خزرها برآمدند ، و قدرت بسيار يافتند ، و بلغارها و اسلاوهاى زراعت پيشه را خراجگزار خود كردند ، و پيش از پايان قرن 7 ، كريمه جزء قلمرو آنان بود ، بر درياى آزوف تسلط كامل داشتند ، و سازمانى براى حملونقل آبى بين ولگا و دون تأسيس كردند ، كه هنوز هم حلقهء ارتباطى مهمى در تجارت بين اروپا و آسياست . ضمنا خزرها پيمان خود را با روم شرقى تجديد كردند . اگرچه اين قوم از پيش همدست روميان بر ضد ايران بودند ، از سال 625 ، در زمان امپراتورى هرقل است كه ذكر آنها به عنوان قوم خزر در مأخذ رومى مىآيد . هراكليوس ، در لشكركشى خود به ايران در زمان خسرو پرويز ، خاقان خزرها را تطميع و به هجوم به ايران تحريص كرد ، و وى لشكرى مركب از 000 ، 40 تن در اختيار امپراتور روم گذاشت . سپس لشكر روم و خزر وارد آذربايجان شدند ، و چندين شهر را گرفته آتشكدهها را خراب كردند ، ولى با فرارسيدن فصل زمستان ، خزرها به خاك خود بازگشتند . مقارن اين ايام ، دولت اسلامى برآمد و امپراتورى ساسانى به دست اعراب منقرض شد ، و مسلمانان به ارمنستان تاختند ، و با خزرها همسايه شدند . در سال 71 ه . ق . ، محمد ابن مروان ، برادر خليفه عبد الملك اموى ، به جنگ خزرها رفت ، ولى مغلوب شد ، و خزرها وارد ارمنستان شدند . سرانجام مروان ابن محمد خزرها را مغلوب كرد ( 119 ه . ق . ) ، و با خاقان پيمان صلحى منعقد نمود ، و وى حاضر به قبول اسلام شد . معذلك ، خزرها قدرت