عباس قديانى

347

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

خجندة نام ديگر خجند است نزد جغرافيانويسان اسلامى . اين شهر بر ساحل سيحون به ماوراء النهر ؟ ؟ ؟ و در مشرق سمرقند است . خداتها به سكه‌هاى بخارا اطلاق مىگشته . خداوندان الموت عنوان فرمانروايان اسماعيليه نزارى در ايران ، كه از حدود 483 ه . ق . تا 654 ه . ق . در الموت و قلاع مجاور حكومت مستقل و دستگاه امارت و داعيهء امارت داشتند . مؤسس دولت اين سلسله حسن صباح بود كه بعد از او كيابزرگ اميد رودبارى امارت الموت يافت . و نيز - حسن صباح . خداى نامه خوتاى نامگ نام كتابى به زبان پهلوى . در تاريخ داستانى و حماسهء ملى و حوادث تاريخى شاهان ايران ، مبتنى بر سليقهء و ميل و قضاوت طبقهء نجبا و روحانيون قديم ايران ، كه به هرحال ظاهرا در اواخر عهد ساسانيان تأليف يافته است . خديجه سلطان ( 1125 ؟ - ) . متخلص به سلطان از زنان شاعر . وى دختر حسنعلى خان داغستانى و دختر عموى على قلى خان واله داغستانى بود . خديجه در كودكى به همراه پسر عمويش كه همسن او بود به مكتب رفت و خواندن و نوشتن آموخت و سپس شعر و ادب فرا گرفت . انس دوران كودكى به تدريج به عشقى پرشور و جانسوز ميان آن‌دو انجاميد . در سال 1135 ق . و در حالى كه على قلى خان يازده سال بيش نداشت ، اصفهان توسط محمود افغان ( 1135 - 1137 ق . ) تصرف شد . چندى بعد يكى از نزديكان محمود به نام كريم داد خواستار ازدواج با خديجه شد . گرچه پدر و مادر خديجه به اين كار راضى نبودند ، اما بر اثر تهديد او به ناچار رضايت دادند . پس از فتح اصفهان توسط نادر قلى ( نادر شاه بعدى ) و شكست اشرف افغان ( 1137 - 1142 ق . ) در سال 1142 ق . شوهر افغانى خديجه و بسيارى ديگر از افغانها توسط مردم اصفهان كشته شدند . اما اين‌بار نيز واله به معشوق خود نرسيد ، چون بنابر نوشته تذكره‌ها ، شاه طهماسب دوم صفوى ( 1135 - 1144 ق . ) و يا نادر قلى با وى بدون نكاح ازدواج كرد و سپس او را به عقد نجف قلى بيگ ، حاكم يزد درآورد . پس از قتل نادر ( 1160 ق . ) ، مردم بسيارى از عمال او را كشتند و نجف قلى هم توسط مردم يزد كشته شد . صالح خان كه از قاتلان نادر بود با خديجه ازدواج كرد اما وى نيز به دست كريمخان زند ( 1163 - 1193 ق . ) كشته شد و خديجه نصيب ميرزا احمد ، وزير اصفهان گرديد . اما ميرزا هم توسط كريمخان كشته شد . عاقبت خديجه عزم سفر هند كرد تا به محبوب ديرين خود بپيوندد ، زيرا مىدانست كه واله هنوز در انتظار وصال اوست و به محض آگاهى از خبر قتل نادر ، ميرزا شريف نامى را به دنبال وى فرستاده است تا او را روانه هند كند . خديجه به قصد هند عازم عتبات شد تا پس از زيارت از راه بصره به هند برود ولى در كرمانشاه بيمار شد و در همانجا درگذشت . پيكرش را به كربلا برده به خاك سپردند . خذروان عنوان شاه خزران ( سرزمين قوم خزر ) ، و در شاهنامه ، لقب چند تن از نام‌آوران داستانى .