عباس قديانى

345

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

خان خيوه ابو الغازى محمد امين خان ، متوفى سال 1271 ه . خان خيوه در اواخر عهد محمد شاه قاجار و اوايل ناصر الدين شاه قاجار ، پسر الله قلى خان ازبك . وى پس از اينكه به خانى رسيد ، از ضعف دولت ايران و اغتشاشات خراسان در اواخر عهد محمد شاه استفاده كرد ، خود را خوارزمشاه خواند ، و به خراسان تجاوز كرد . در 1266 ه . ق . سفيرى با هدايا به دربار ناصر الدين شاه فرستاد ، و اميركبير ، كه در آن زمان صدارت داشت ، رضا قلى خان هدايت را جهت استمالت او ، و مذاكره براى استرداد اسرايى كه از خراسان به خوارزم افتاده بودند ، نزد او گسيل كرد و اين سفير خوارزم ، كه رويهم رفته 6 ماه مأموريت او به طول انجاميد ، چندان فايده‌اى نداد . وى در سال 1271 ه . ق . با 000 ، 40 لشكرى ، به سوى سرخس آمد ، اما سپاه فريدون ميرزا فرمانفرما را به قتل رسانيد ، و سرش را به درگاه ناصر الدين شاه فرستادند . ناصر الدين شاه بفرمود تا سر او را غسل داده و در نزديكى دروازه دولت دفن كردند . خاندان شبانكاره ( بنى حسنويه ) سلسله‌اى كه از نيمهء قرن پنجم تا نيمهء قرن هشتم ( 448 - 756 ه . ق . ) در جنوب فارس سلطنت كردند ، حكام اين سلسله خود را به سپهبدان فارس دورهء ساسانيان مىرسانند و مركز آنها دارابگرد بوده است . امراى اين سلسله عبارتند از : 1 - فضلويه ( از 448 - 459 ه . ق . ) . 2 - نظام الدين يحيى بن حسن ( از 549 ه . ق . ) . 3 - نظام الدين محمود بن نظام الدين يحيى . 4 - قطب الدين مبارز . 5 - ملك مظفر الدين محمد بن مبارز ( از 614 تا 658 ه . ق . ) . 6 - قطب الدين مبارز بن ملك مظفر الدين ( از 258 تا 659 ه . ق . ) . 7 - نظام الدين حسن بن محمد بن مظفر الدين ( از 659 تا 662 ه . ق . ) . 8 - نصرة الدين بن ابراهيم برادر نظام الدين حسن ( از 662 - 664 ه . ق . ) . 9 - جلال الدين طيب شاه ( از 664 تا 681 ه . ق . ) . 10 - بهاء الدين اسماعيل برادر طيب شاه ( از 681 تا 688 ه . ق . ) . 11 - نظام الدين حسن بن طيب شاه ( از 688 تا 725 ه . ق . ) . 12 و 13 - ملك ركن الدين حسن و تاج الدين جمشيد بن اسماعيل ( از حدود 735 تا 742 ه . ق . ) . 14 - ملك اردشير ( از 742 تا 756 ه . ق . ) . خانم لغت تركى متداول در فارسى ، كه در اصل به معنى زوجهء خان بوده است . و بعدها در تداول عام به معنى مطلق بانوى محترم و تقريبا معادل آنچه در ادوار قديمتر « حره » و « ستى » مىگفته‌اند به كار رفته است . در دورهء تيمورى ، چنان كه از قول كلاويخو بر مىآيد ، لفظ خانم اختصاص به زوجهء اول پادشاه داشته است ، و زوجهء دوم را « كيچيك خانم » ( - كوچك خانم ) مىخوانده‌اند . چنان كه ساير زنان حرمسرا « قما » خوانده مىشده‌اند . در دورهء صفويه ، از قرارى كه شاردن نقل كرده است ، زنان غير عقدى شاه عنوان خانم داشته‌اند ، با اين همه ، به دنبال اسم عده‌اى از دختران شاه نيز لفظ خانم ذكر مىشده است ( پريخان