عباس قديانى

171

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

داشت مىكوشيد كه خداى خود را بر سر سلسلهء خدايان قرار دهد . مثلا در دورهء اعتبار شهر بابل ، مردوك ، كه خداى خاص اين شهر بود ، در سراسر امپراتورى بابل شاه خدايان بود ، كه دورهء اقتدار دولت آشور بر ديگر خدايان استيلا داشت . سلسلهء خدايان اين سرزمين مشتمل بر خدايانى مانند آنو ( خداى آسمان ) ، نرگال ( nergal ) ( خداى مرگ ) ، و شمس ( samas ) ( از خدايان خورشيد و تحت الشعاع مردوك ) بود . كاهنان و سلسلهء مراتب آنان در دين بابلى اهميت فراوان داشت ، و بسيارى از شهرها تحت فرمان كاهنان بودند . اساطيرى كه در بابل رشد يافت ، و آشوريها تكميلش كردند ، قسمت عمدهء ادبيات بابلى و آشورى را تشكيل مىدهند ، كه به وسيلهء الواحى با خط ميخى محفوظ مانده است ، و آن مشتمل بر داستانهاى خلقت عالم بود كه سراسر جهان را فروگرفت ، مسافرت عشتر در جهان زيرين ، و سرگذشت گيلگمش مىباشد . ادبيات آشورى اقتباس از اساطير و ادبيات بابلى بود ، و دين بابلى به‌نوبهء خود تا حد زيادى برگرفته از فرهنگ سومرى بود . بابيروش نام قديم مملكت بابل با ضمائم آن . بابيه جنبشى كه در سالهاى آخر عمر محمد شاه شروع شد . ريشهء اين مذهب از فرقهء شيخيه منشعب مىباشد كه از طرفداران شيخ احمد احسايى بودند . شيخ احمد احسايى در زمان فتحعلى شاه مىزيست و از مردم احساء از بلاد شبه جزيرهء عربستان بود . وى طريقه‌اى را بنياد نهاد كه با مذهب اماميهء اثنى عشريه اندكى فرق داشت . پيروان شيخ احمد احسايى به شيخيه معروفند . وى در سال 1241 ه . ق . درگذشت . شيخ احسايى شاگردى مبرز داشت كه وى را حاج سيد كاظم رشتى مىخواندند . شيخ سيد كاظم ، مروج مذهب استاد خود بود . او دو شاگرد نامدار داشت حاج محمد كريم قاجار و ديگرى سيد عليمحمد شيرازى بود . پس از مرگ سيد كاظم رشتى در 1259 ه . ق . سيد عليمحمد كه پسر ميرزا رضاى بزاز شيرازى بود ، پس از سفرى كه به مكه كرد به بندر بوشهر آمد ، در آنجا خود را به‌جاى ركن باب يعنى در امام زمان خواند . از اين جهت پيروان او به بابيه مشهور شدند . پس از كشته شدن سيد عليمحمد باب ، در امر جانشين اولين پيروانش اختلاف افتاد . گروهى اندك پيرو ميرزا يحيى نورى معروف به صبح ازل شدند . دسته‌اى ديگر كه عدهء ايشان بيشتر بود از برادر بزرگتر وى ميرزا حسينعلى نورى ملقب به بهاء الله پيروى كردند . پيروان ميرزا يحيى تاكنون معروف به « ازلى » هستند . ميرزا حسينعلى بهاء الله آيين جديدى آورد كه به نام او دين بهايى ( فرقهء ضاله ) خوانده مىشود و مدعى شد كه باب شخصى را كه به نام من يظهره الله يعنى كسى كه او را خدا ظاهر ساخت پيشگويى نموده است . اين دو برادر از ايران به خاك عثمانى تبعيد شدند و چون بين پيروان آن دو در سرزمين عثمانى اختلاف افتاد سرانجام به امر دولت عثمانى ميرزا يحيى صبح ازل به جزيرهء قبرس و ميرزا حسينعلى بهاء الله به عكا كه هر دوى آنها در آن روزگار از مستعمرات عثمانى به شمار مىرفت تبعيد شدند . باتو خان شاهزادهء مغول ، فاتح روسيه و مؤسس دولت اردوى زرين ، پسر دوم جوجى خان ( پسر چنگيز خان )