عباس قديانى

109

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

( 331 ق . م . ) گوگمل نيز پيروز شد پس از تسخير بابل و شوش عازم تخت‌جمشيد گرديد ، مقاومت آريو بارزانس به جايى نرسيد ، اسكندر تخت‌جمشيد را گرفته عدهء زيادى از مردم را كشت و شهر را غارت كرد و به تحريك طائيس ، كاخهاى شاهان هخامنشى را آتش زد ( برخى از مورخين معتقدند كه آتش گرفتن تخت‌جمشيد به دست اسكندر نبوده است ) بعد از تسخير خراسان تا كنار سيحون پيش رفت و از آنجا به هند و تا رود سند را گرفت ولى چون لشكريانش حاضر نشدند از آنجا فراتر روند از جنوب ايران به بابل بازگشت . وى ديرى نگذشت كه تسليم آداب‌ورسوم ايرانى شد و لباس شاهان هخامنشى را به تن كرد و تاج كيانى بر سر گذاشت . شهرهاى زياد به اسم اسكندريه ( از جمله اسكندريه در مصر ) بنا كرد . و نيز گفته‌اند از كارهاى وى بناى سد يأجوج و مأجوج است . اسكندر در اوج جوانى از دنيا رفت . اسكندر منشى اسكندر منشى شاه عباس بزرگ و تاريخ حيات صفويه را تا شاه صفى جانشين شاه عباس به نام عالم آراى عباسى به رشتهء تحرير درآورده است . تاريخ تأليف كتاب مذكور سال 1025 هجرى است . اسكندرى ، ايرج دبير اول سابق حزب توده و نمايندهء مجلس در دورهء چهارم و عضو « گروه 53 نفر » . پس از برگزارى شانزدهمين پلنوم كميتهء مركزى حزب توده در اسفند ماه 1357 از مقام دبير اولى حزب بر كنار مىگردد . اسكندرى ، محسن محسن اسكندرى ( سليمان ميرزا ) از سران « حزب اجتماعيون » و از پيشگامان اوليه و مؤسس