عباس قديانى
106
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
غزنين - غزنويان . گرگان - آل زيار . اصفهان - آل بويه . همدان - آل بويه . شيراز - آل بويه . بغداد - آل بويه . كرمان - آل بويه . استخرى ابو اسحاق ابراهيم بن محمد ، از مردم استخر فارس بود كه به كرخى نيز معروف بوده است . در سال 340 هجرى قمرى شروع به مسافرت كرد و از عربستان تا اقيانوس اطلس را سياحت نمود . ضمن اين مسافرت با عدهء زيادى از دانشمندان آشنا گشته ، سپس مشاهدات و اطلاعات خود را در دو كتاب به نامهاى « صور الاقاليم و المسالك الممالك » تأليف كرد . وى را مىتوان اول دانشمند در عالم اسلام دانست كه دربارهء علم جغرافيا مبادرت به تأليف كرده است . استرابون ( Strabon ) جغرافىنويس معروف يونانى كه در حدود سال 50 ق . م . در آماسيه از بلاد كاپادوكيه متولد شد . تحصيلات عميق و متنوع خود را در مدارس آسياى صغير طى كرد ، سپس در مصر به سفر پرداخت و تا آبشارهاى نيل پيش رفت . در اسكندريه به مطالعه آثار جغرافىدانان متقدم پرداخت و طرح نگارش جغرافياى عظيم خود را ريخت . وى پس از مدتها سير و سفر در سيسيل ، يونان و آسياى صغير حوالى سال 21 ميلادى در رم درگذشت . وى كتابى به نام « خاطرات تاريخى » داشته كه از ميان رفته كه به دنبال و ذيل خاطرات تاريخى مذكور جغرافياى خود را در هفده جلد نوشته است . در اين جغرافياى تاريخى علاوه بر وصف ممالك ، به تاريخ مردم آن و آدابورسوم ايشان نيز پرداخته است . استراتژ : - ساتراپ استودان استخواندان - چاه و يا لولههاى استوانهاى شكل كه زردشتيان استخوانهاى اجساد را در درون آن مىريختهاند ، زيرا آب و خاك و آتش مقدساند و آلودن آنها در دين زرتشت جايز نيست . اسحاق ابن البتكين فرمانرواى مستقل ولايت غزنه و از امراى دولت غزنويان در دورهء قبل از سلطنت آل ناصر . وى بعد از وفات پدرش البتكين به حكومت غزنه رسيد ( 352 ) . اسحاق ترك قيام - اسحاق از كسانى بود كه پس از قتل ناجوانمردانه ابو مسلم بر ضد عباسيان به پا خاسته بود . اسحاق به اعتبار شروع دعوت خويش در شهرهاى ترك ماوراء النهر به اسحاق ترك مشهور شد و پس از قتل ابو مسلم به ماوراء النهر رفته و مدعى شد كه ابو مسلم نمرده بلكه در يكى از كوههاى رى پنهان شده است و روزى دوباره ظاهر خواهد گشت و آنان را به قبول رسالت ابو مسلم دعوت كرد . گفتهاند كه : اسحاق از نسل زيد بن على بود و به اين اعتبار دعوى امامت مىكرد . كار وى در اين ادعا روزبهروز بالا گرفت و گروه انبوهى بر او گرد آمدند . هواخواهان اسحاق را مسيلمه مىگفتند ، زيرا طرفداران ابو مسلم بودند و اسحاق نيز