أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
67
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
زمين شكرگذارى مىسودند و به آستانهء ولايت نشانه توجّه نمودند . سلطان على پادشاه به دستور آباى ولايتپناه ، سجّادهء تقوى را مسند ساخته به لوازم عبودت و عبوديّت قيام بر دوام داشت و همّت بر رشد و ارشاد مريدان و معتقدان اين خاندان عظيم الشأن مىگماشت از جارى گشتن زلال ارشاد آن هدايتنژاد در زمين دل طالبان و اهالى استعداد سرّ « وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » « 1 » ترشّح نمودن گرفت و از ملايمت و مؤانست آن مرشد طيب الاخلاق مضمون « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ » « 2 » بر اهل آفاق عيان گشته روزبهروز سلك جمعيّت آن طايفه فزودن پذيرفت تا آنكه كيفيّت جمعيّت ارباب ارادت از تقرير دورماندگان كشور سعادت معروض مجلس رستم بيك گرديد . رستم بيك از جمعيّت چنان « 3 » وهم كرده ازدحام آن قوم را بر دولت خود نپسنديد كس فرستاده به آوردن مخدومزادگان دار الارشاد عباد فرمان داد . قاصد حسب الحكم رفته برادران را به تبريز آورد و اگرچه رستم بيك به ظاهر ايشان را حبس نكرد ، امّا جمعى را تعيين نمود كه از ايشان با « 4 » خبر بوده نگذارند كه بىحكم به جانبى عزيمت نمايند . درين اوقات صوفيّه اصحاب ارادت از هرجانب متوجّه شده خفيه نذور مىگذرانيدند و نقد اخلاص خود را بر محك اختصاص زده سدّ ارادت را به ريختن طلا و نقره محكم مىگردانيدند و [ 83 ] چون از بيم رستم بيك در اردو قوّت اقامت نداشتند به مقام خود بازمىگشتند . صورت اين معنى نيز بر خاطر ظلمت مآثر رستم پرتو انداخت و قتل حضرت سلطان على پادشاه را نصب العين شخص تدبير و حزم ساخت . درين ولا يكى از معتقدان خاندان اين واقعه را به سمع انتباه سلطان على پادشاه مىرساند ، آن حضرت « الفرار ممّا لا يطاق » « 5 » را پيشنهاد عقل دورانديش ساخته با برادران عنان فرار به جانب اردبيل منعطف مىگرداند . اين نوبت دغدغهء خاطر رستم بيك متزايد گشته آيبه سلطان را تعيين مىنمايد كه بر سر اردبيل رفته سرو رياض كرامت و هدايت را به تيغ
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 164 . « و بارانى كه خدا از آسمان فرو مىفرستد تا زمين مرده را بدان زنده سازد » . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 159 . « به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى » . ( 3 ) . م . و : چنين . ( 4 ) . متن : بر . ( 5 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 264 : حديث « گريختن از آنچه تاب و توان بر آن نباشد » .