أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

37

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

را از چهرهء روزگار چون بزدايد و همه روز در فكر آنكه عارض روز اهل اسلام را به نور تيغ مهر دستور چگونه بيارايد . اندك زمانى باطن جهانگيرش در عالم ظاهر سرايت نمود و داعيهء ضمير منيرش مكنونات خاطر خطيرش را با عالميان حكايت كرد . روز به روز اسباب حشمتش از جمعيّت اصحاب اراده زياده مىگشت و ماه به ماه ادوات [ 46 ] دولتش افزون گشته آنچه در خاطر مىگرديد برطبق اراده صورت مىيافت . در آن وقت ميرزا جهانشاه قره قوينلو « 1 » چنانچه تفصيل احوالش در « 2 » بعضى از تواريخ اهل كمال « 3 » مذكور است فرمان فرماى ممالك آذربايجان و عراقين بود ، شمّه‌اى از انتظام اين سلك جمعيّت شنوده از زوال ملك خود توهّم فرمود . و الحق جاى آن بود كه دين‌پناهى كه شعشعهء انوار باطنش از روى ارث و استحقاق قاف تا قاف آفاق را منوّر دارد هرگاه به اكثريتى چنين همّت بر فتح بلاد گمارد كه دل بر مقاتلهء او نهد و كدام لشكر تاب محاربهء او آرد و چون هنوز داعيهء جهانگيرى كه عالم از هواى كار سلطان جنيد استشمام روايح آن مىنمود از قوّه به فعل نيامده بود ، جهانشاه لايق نديد كه پيش از ظهور اين معنى متوجّه محاربه گشته اطفاى نايرهء اين آتش نمايد . بنابراين كسان به جانب « 4 » سلطان جنيد فرستاده به تقريب و بىتقريب آن حضرت را به هر طرف رأى شريفش مقتضى گردد [ تكليف ] سفر فرمود . آن حضرت جانب ديار بكر « 5 » را مطمح نظر ساخته بارگى همّت جهانگرد را به عزيمت آن صوب در حركت آورد « 6 » . قال الهاتفى : مثنويه جهانشاه را در دل آمد هراس * كه اقليم گيرانه ديدش اساس

--> ( 1 ) . م : آق قويونلو . ( 2 ) . و : در صحايف ( 3 ) . و : ارادت . ( 4 ) . و : نزد ( 5 ) . ديار بكر - آمد . در قسمت شمالى بين النهرين و جنوب تركيه مشتمل بر دو طرف رود دجله . اعراب بلاد بين النهرين عليا را جزيره مىناميدند . اين جزيره به سه قسمت تقسيم مىگرديد و هر قسمت را ديار مىگفتند . اين سه ديار عبارت از ديار ربيعه و ديار مضر و ديار بكر بود ، به نام سه قبيلهء ربيعه و مضر و بكر كه در زمان‌هاى قبل از اسلام در تحت فرمانروايى سلاطين ساسانى به آنجا كوچ نموده و مسكن هر قبيله‌اى به نام آن قبيله موسوم شده بود . ( جغرافياى تاريخى ، ص 93 ) . ( 6 ) . اين واقعه در سال 852 ه . ق . اتّفاق افتاد .