أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

38

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ز ترس از ديار خودش عذر خواست * كه باهم مه و مهر نايند راست ز انديشه شيرگير دلير * برون رفت از بيشهء خويش شير چو گردنده اختر برو حيف كرد * [ 47 ] گذر بر ديار حسن كيف « 1 » كرد درين وقت كه سلطان جنيد متوجّه ديار بكر گشت ، لشكرى بىپايان هريك چون خورشيد در جهانگيرى نمايان در عقب رايت ولايت‌سرايش عازم شدند و روزبه‌روز فوج‌فوج به اهتمام باد و انتظام موج به اردو آمده گردن دولت طراز را در قيد غلاميش درآورده ملازم مىگشتند تا آنكه لشكر بىافسوس و حيف به حسن كيفة ساكن مساكن حسن كيف شدند . در آن ولا والى ديار بكر حسن بيك آق قونيلو بود و لواى مخالفت جهانشاه را به اوج افلاك مىسود . چون انوار اين خبر خجسته‌اثر را از مطلع افواه منهيان صاحب « 2 » مخبر بر پيشگاه خاطر انوارش تافت ، گويا از ملهم غيب مژدهء بىريب « يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ » « 3 » به صدق بيان دريافت مقدم آن سلطان همايون قدم را معزّز و مكرّم داشته به انواع تعظيم و اكرام استقبال آن گروه فرخنده شكوه كرد و هريك ازيشان را در مقام « 4 » لايق فرود آورد « 5 » . و چون حسن اطوار حضرت سلطان [ جنيد ] « 6 » حسن بيك را صيد كرد و دلش در قيد آورد ، در خاطرش گرديد كه خواهر اعيانيّهء خود خديجه بيگى را كه در جمال و نظافت رشك حور العين و در صفا و لطافت خلاصهء ماء معين بود ، با او در سلك ازدواج درآورده سلسلهء خود را به انتظام اين عقد بلندقيمت و بسيار رواج سازد . بنابرآن مشار اليها را بر آيين دين نبوى و طريقهء مرضيّهء مرتضوى به آن خلاصهء خاندان مصطفوى نكاح كرده نهايت مأمول خود را به ايمن وجهى و احسن طريقى دريافت ، ايشان نيز با يكديگر [ 48 ] انس و الفت گرفته ديدار هم را رافع موادّ كلفت شناختند و بر مقتضاى نظم منسوب به حضرت امير المؤمنين

--> ( 1 ) . حسن كيف : ( حصن كيف ، حص كيفا ) : در ساحل جنوبى فرات قرار دارد . روميان آن را كيفاس يا كيفى مىگويند . ( جغرافياى تاريخى ، ص 121 ) . ( 2 ) . و : صافى ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 125 . « خدا با پنج هزار فرشتگان صاحب علامت شما را يارى كند » . ( 4 ) . و : مقايم ( 5 ) . اين واقعه در سال 863 ه . ق . اتّفاق افتاد . ( 6 ) . م : ندارد .