أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
32
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مركب همّت را به سعى « ألّلهمّ مع الرّفيق الأعلى » « 1 » به عالم بالا راند . بعد از آن شيخ على به لوازم غسل و تجهيز و تكفين آن حضرت مشغول گشته بعد از اداى نماز جنازه رسم نزول ولايت را در مرقد شيخ صفى الدّين تازه ساختند و قبّهء آن بنا را [ 40 ] از دفن آن حضرت بار ديگر به اوج اين گنبد اخضر برافراختند . حضرت شيخ خواجه على - قدّس اللّه سرّه العزيز - بعد از توجّه والد ولايتمنقبت ، بر مسند شيخ الاسلامى و رتبهء عالى مقامى نشست و چنانچه هاتف « 2 » فردوسى ثانى مولانا عبد اللّه الجامى الهاتفى كه ناظم مناظم تاريخ حضرت شاهى صاحب قرانى بود و اندكى از آن امور در سلك نظم درآورده در گوش سخن نيوش مىگويد : حضرت خواجه على را بعد از آنكه مدّتى مديد قايم مقام آباء و اجداد بود زيارت بيت اللّه الحرام و طواف عتبات ملايك مطاف ائمّهء معصومين - عليه « 3 » السّلام - عنانگير مركب اهتمام گشته با خواصّ اهل ارادت متوجّه دريافت آن سعادت شد و در بيابان « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » « 4 » ، زمام ناقهء توكّل به كف قائد تحمّل داده متوجّه حريم حرم « مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » « 5 » گشته از رياض روضهء نسيم جنّت شميم مدينهء سكينه حيث قيل فيها : يا رب مدينه است اين حرم كز خاكش آيد « 6 » بوى جان * يا ساحت باغ ارم يا روضهء روض الجنان استشمام نسايم روح و راحت كرده متوجّه شد و هر صبح و شام طوطى زبانش در قفس كام از روى اهتمام به مضمون اين نظم « 7 » در كلام كه : بانگ رحيل از قافله برخاست خيز اى ساربان * رختم بنه بر راحله آهنگ رحلت كن روان
--> ( 1 ) . ترجمه : پروردگارا با رفيق برتر . ( 2 ) . و : « هاتف » ندارد ( 3 ) . و : عليهم ( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 97 . « و براى خدا ، حج آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است » . ( 5 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 97 . « و هركه بدان داخل شود ايمن است » . ( 6 ) . و : آمد ( 7 ) . و : « نظم » ندارد .