أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
561
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
سمن بر چمن كرد قصد هجوم * چو بر چرخ اخضر هجوم نجوم 185 سمند سمندروش برقخيز * چو گردون توانا و چون برق تيز 279 سمى نبى شاه باقرلقب * وصى ولى ماه وافرادب 75 سنان عدوافكن سرفراز * ازو گشته كوتاه عمر دراز 54 سنان قلم را زبان تيز كن * به هر صف ز شنجرف خونريز كن 73 سنانها به خون سرخ منقار شد * به خون عدو تيز گفتار شد 342 سنين رمح او باشد شهابى * كه گردد رهنما تا عرصهء نيل 49 سواران صف عزم آراستند * به كين عدو از زمين خاستند 190 سوى اصفهان راند وحشى ز قم * كه آنجا كند ربقه عمر گم 254 سوى خيمهء شه چو كردى نظر * چو ديدى در آن شمع را مستقر 95 سوى كعبه چه روم يثرب و بطحا چه كنم * يار اينجاست من دل شده آنجا چه كنم 17 سهام تفك آتشين چون شهاب * پى رجم شيطانيان در شتاب 235 سيمابى شد هوا و زنگارى دشت * اى دوست بيا و بگذر از هرچه گذشت 114 سيهفام و گلرنگ شد روز كين * ز خاك و ز خون آسمان و زمين 137 شاطران در جلو نسيماثر * هر يكى را به دست ناخج زر 355 شاها ز بهر فتح تو آمد عروس نص * تو يوسفى و قصّهء تو احسن القصص 229 شاه را مايهء امانى دار * عدل او را فلك مبانى دار 372 شاهى كه كمينه ملك او روم و رى است * اورنگنشين تخت جمشيد و كى است 103 شب از بهر طاعت وسيع المجال * پى روزه روزش سريع الزوال 178 شبانروزى دو بار اطعام كردى * به هريك فكر خاصّ و عام كردى 380 شب غازيان زو تهى از ظلام * ولى روز شروانيان كرده شام 132 شب كز سردى چشمه افلاك ببست * اشكم همه در ديدهء نمناك ببست 176 شب و روز جاهت دلافروز باد * شبت قدر و روز تو نوروز باد 97 شب و روز خورشيد و مه چاكرش * زحل هندوى پاسبان بر درش 328 شبى چون روز روشن در سعادت * دليل اهل دولت بر سعادت 95