أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

560

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

سخن زيب طغراى شاهنشى است * سخن را به حكم ازل همرهى است 71 سخن شعله‌افروز شمع دل است * سخن نكته‌آموز هر عاقل است 71 سخن فيض‌بخش دل و جان بود * سخن جان مرد سخن‌دان بود 70 سخن كوته از دعوت بىشمار * شد آن رشك دار القرار 246 سخن كوته چو فتح اين‌چنين يافت * به عالم دولت دنيا و دين يافت 305 سخن گوهر دانشوريست * سخن جوهر و عقل كلّ جوهريست 70 سر از بيم شمشير آتش خواص * در آن غم كه كى گردد از وى خلاص 343 سراسر ظرفها از نقرهء خام * ز جنس سخته در وى كرده اطعام 380 سراسيمه از هيبت انقطاع * سر و دست كردند باهم وداع 343 سرافراخته نيزه چون راستان * به دو راستان گشته همداستان 56 سرافراز دين شاه اعلىجناب * ظفر در عنان نصرت اندر ركاب 156 سرافراز نخلى ز باغ جهاد * چو ناگه سرافراخت از پا فتاد 42 سران سپه در زمان بىدرنگ * تكاور به زين دركشيدند تنگ 129 سر پيش زخم سنان بىمدار * بدانسان كه برگ گل و نوك خار 275 سر داستان شاه دلدل سوار * كه بودش ز خلق نبى طور و دار 71 سر سروران كاسهء بزم او * سران جهان عرصهء رزم او 345 سرش را به پاى سمند شه افكند * كزين به نمىباشدش سرفرازى 346 سر عجز بر خط تسليم نه * كه از هرچه گويند تسليم به 388 سروش از عالم غيب اين ندا داد * كه آمد رايت شاهى به بغداد 296 سر هيمه بر آسمان سود ازو * برآورد سوز اجل دود ازو 240 سرير شهنشاهى و خسروى * ز اركان اقبال شه كن قوى 254 سزد گر فلك جامه نيلى كند * دگرگون رخ از ضرب سيلى كند 43 سطح آبش بىغبار آئينه‌يى * چون خرد صافى دل از هر كينه‌يى 257 سفر كردند و خود تاريخ آن بود * سيم به محرم اوّل روز نوروز 392 سليمان‌صفت خسرو نامدار * ظفر در يمين نصرت اندر يسار 206