أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

559

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ز يك سوى بهرام در قصد كين * بدان را به جان چون قضا در كمين 184 ز يمن دولت شاه جهان‌دار * عدو را خان و مان شد سرنگونسار 349 ز يمن مقدم شاه فلك‌مهد * به عشرت تازه شد نوروز را عهد 232 زينت باغ شد گل و لاله * سبزه بر دور لاله شد هاله 393 زين طرف هم حجارهء سجيل * در عوض از تفنگ روان بىقيل 382 ژاله نگشتى عيان كز نفس باد تند * عقد ثريا گسيخت ريخت دُر شاهوار 84 سايهء لطف الهى آفتاب ملك و دين * وارث حق نبى شاه سليمان‌انتباه 346 سبزه‌اش تا به غايتى دلخواه * كه از آن رشك برد مهر گياه 102 سبزه‌اش خرم چو دلها از نشاط * سنبلش چون زلف خوبان در بساط 259 سپاهش ز راه جهاد و غزا * به فتح‌اند قابل به نصرت سزا 163 سپاه غزا نيز چون صيديان * گرفتند آن قلعه را در ميان 219 سپاه فلك‌قدر گردون‌توان * شدند از پى فتح باكو روان 147 سپاهى در عدد ريگ بيابان * به عزم رزم چون صرصر شتابان 398 سپر بودش آيينه رونماى * منوّر ز انوار صُنع خداى 184 سپرها فكند و سنان‌ها شكست * سوى خنجر و تيغ بردند دست 198 سپه باد صرصر عدو جمله خس * كجا خس كند وصل صرصر هوس 121 سپهدار خورشيد لشكر كشيد * جهان كسوت ظلمت از سر كشيد 150 سپهدار لشكر گه دين و داد * قدم جانب تخت دولت نهاد 210 سپهدار و سرخيل اسلام اوست * صف‌آراى آغاز و انجام اوست 74 سپهر مهر دولت شاه با دين * در آن منزل به غايت يافت تسكين 101 سپهرى در آن مهر و مه بىشمار * ز مه تا به ماهى از آن طعمه‌خوار 214 سخن پردگى نه فلك پرده است * سخن گوهر عرش پرورده است 70 سخن را چو طاووس بخشد جمال * جمالى به خوبى به وجه كمال 181 سخن را دهد زينت بىقياس * گه از استعاره گه از اقتباس 71 سخن راند از ان پس ز اجداد شاه * شد از نسبت كاظمى رو به راه 71