أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
558
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
ز نخل شرف ميوهء بىعديل * ره شرع را همچو كوكب دليل 76 ز نخل و ثمر تا بماند اثر * به پروردن ميوه باشد سمر 77 زند آن گهى بال بر يكدگر * كند آتشى ظاهر از بال و پر 239 زند كلك من نقشبندى بر آب * كه بايد رقم كرد در صد كتاب 72 زند گاه آتش درو چون شهاب * كه عمرت همين است ديگر متاب 388 زنده گشتند آدمى و دواب * در چنان ورطه از ترشحِ آب 189 ز نورت باد شه را پرتو خاصّ * ز فيضش جان و دل چون ذرّه رقّاص 350 ز نور كوكب اقبال شاهى * منوّر شد سفيدى تا سياهى 349 ز نو كردن داستان كهن * ز آدم به اين دم رسيدش سخن 71 ز ن وَ الْقَلَمِ عقل خوردى قسم * كمانش چو نون بود و تيرش قلم 105 زنهار ز صحبتش گريزان مىباش * ور نى نكند روح عزيزان بحِلَت 15 ز نيروى تن آنچنان سربلند * كه از باد صرصر نيابد گزند 266 ز نيسان ابر على الشرف * حسين و حسن لؤلؤ و او صدف 75 ز وحشىغزالان مشكينبدن * كند صفحه را رشك چين و ختن 181 ز هرجانب از تيغ خارا شكاف * سر دشمنان رخنه شد تا به ناف 111 ز هر درّه سنجيده بار سپهر * به شاهين جوزا و ميزان مهر 82 ز هر سو روان شد عقاب خدنگ * شد از تيرباران هوا تيرهرنگ 133 ز هر سوى لشكر عنان بر عنان * ز هر سوى تيغ و ز هر سو سنان 111 ز هر فتح از آنسان كند فتح باب * كه دستان رستم رود در حجاب 77 ز هرگونه در وى مهيّا طعام * ولى بهر خاصان نه اطعام عام 78 ز هرگونه نقل و ز هر رنگ مى * نمودى فصول دگر فصل دى 271 ز هرگونه نقل و مى دلپسند * فزونتر ز انديشهء چون و چند 245 ز هر ميوهاش عالمى شادكام * الى مبعث قام يوم القيام 77 زهره قوال آن نشيمن خاصّ * مشترى بذلهگوى و مه رقاص 251 ز ياقوت شنجرف و مشك مداد * مثل گردد از رنگ و بو در بلاد 201