أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

465

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

وزارت از شاه اسماعيل رخصت طلبيد كه در قزوين منزوى باشد . شاه اسماعيل با تقاضاى وى موافقت كرده و پسرش امير بيك را وزير كرد . ( نك : جواهر الاخبار ، ص 24 ؛ احسن التواريخ ، ص 81 ) . ص 366 قنسو - قانصو ( 46 ) آخرين امير از مماليك برجى مصر است . وى در سال 905 ه . ق به فرمانروايى مصر و شام انتخاب شد . مردى اديب ، دانشمند و دانشمندپرور بود . وى با شاه اسماعيل بر عليه امپراتورى عثمانى متّحد شد و آوازه اين اتّحاد در همه جا پيچيد و حاجى رستم كرد اين موضوع را طى نامه‌اى به اطلاع سلطان بايزيد دوم رسانيد . سلطان سليم پس از جنگ چالدران به قصد تصرّف مصر لشكر كشيد و قانصو در اين جنگ شكست خورد و كشته شد ( شاه اسماعيل صفوى ، صص 2 - 91 ) . ص 381 مولانا بنايى ( 47 ) مولانا شير على بنايى ، فرزند استاد محمد سبز معمار در هرات تولّد يافت . در اوان جوانى به كسب كمالات پرداخت و به زودى در شعر و ادب و عرفان و خوشنويسى و علم موسيقى و اقسام رياضى سرآمد اكابر زمان خود شد . امّا چندى بعد به علت سوء مزاجى كه با امير عليشير نوايى پيدا كرد جلاى وطن گفته به عراق رفت و به خدمت سلطان يعقوب آق‌قويونلو درآمد و بهرام و بهروز را به نام آن پادشاه سرود . پس از مدّتى باز به هرات برگشت و چون دوباره بين وى و امير عليشير كدورتى حاصل شد به سمرقند رفته و به خدمت سلطان على ميرزا درآمد و بعد از تصرّف سمرقند توسّط شيبك خان ملازمت او را اختيار كرد و به مقام ملك الشعرايى نايل شد . بنايى پس از قتل شيبك خان در قرشى ساكن بود . در سال 918 ه . ق زمانى كه مير نجم ثانى به دستور شاه اسماعيل به ماوراء النهر آمده و قرشى را تصرّف و دستور قتل عام آنجا را صادر نمود و به قتل رسيد . بنايى شعر نيك مىسرود و در شعر بنايى تخلص