أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
440
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
هفتم صفر سنهء سبع و تسعمائه ( 907 ) در چشمهء صلاح الدّين بگرفت و به قلعهء اصطخر فرستاد و از آنجا به قلعهء اصفهان نقل نموده در همان سال او و يارعلى بيك ولد نورعلى بيك را بكشتند . و در رمضان اين سال يعقوب خان برادر آيبه سلطان را حكومت فارس داده خود به عراق رفت . و در روز دوشنبه سوّم صفر سنهء ثمان و تسعمائه ( 908 ) ابو الفتح بيك برادرزادهء حاجى بيك بايندر كه حاكم كرمان بود . ايلغار به شيراز آورده يعقوب خان از طرف بيضا به در رفت و ابو الفتح اقتدار تمام يافت . در آن اثنا در كوههاى فيروزآباد شكار كرده به قلهء كوهى بلند برآمد به يك بار در شنبه هشتم شعبان سنهء ثمان و تسعمائه ( 908 ) از كوه درافتاده و بمرد و سلطان مراد در دوشنبهء چهارم ذى الحجه سنهء ثمان و تسعمائه ( 908 ) در جنگ حضرت شاه غفرانپناه شكسته به شيراز و از آنجا به دزفول و از آنجا به بغداد رفت و قريب پنج سال و نيم سمت سلطنت آنجا داشت . آخر در سنهء اربع عشر و تسعمائه ( 914 ) از توجّه رايات جلال خبردار شده به اتّفاق باريك بيك پرناك كه سالها مطلق العنان عراق عرب بود ، به ديار بكر گريخت و از آنجا پيش علاء الدوله ذو القدر رفت و دختر او را بخواست . و از آن دختر او را دو پسر يكى يعقوب و ديگرى حسن متولّد شد . و در حينى كه سلطان سليم متوجّه قتال حضرت شاه غفرانپناه شد ، همراه بوده و در مراجعت به تسخير ديار بكر مأمور گرديده در عرفه در جنگ دورمش بيك قورچىباشى شاملو به قتل آمد و سر او را در دوازدهم شوال سنهء عشرين و تسعمائه ( 920 ) به تبريز در خدمت حضرت شاه غفرانپناه آوردند . ولادتش شب شنبه سيزدهم رمضان خمس و تسعين و ثمانمائه ( 895 ) . و باريك بيك در خدمت خواندگار بود آخر چشمش قصور كرده در مكّه مجاور شد و در آنجا وفات كرد . به موت سلطان مراد ، دودمان آققويونلو بالكلية مندرس شده . در آن ايّام كه اين سه كودك از نسل حسن بيك با يكديگر در تنازع بودند ، هرج و مرج به حال ممالك راه يافته اصناف بلايا نصيب برايا گرديد و به شدت طاعون و و با و محنت قحط و غلا بودند ( تاريخ جهانآرا ، صص 8 - 257 ) . ص 244 سلطان بايزيد دوم ( 34 ) سلطان بايزيد دوم در سال 886 ه . ق . در سى و پنج سالگى بر تخت سلطنت جلوس كرد .