أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

417

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ص 14 شيخ جنيد بغدادى ( 8 ) ابو القاسم جنيد بن محمد بن جنيد مقتداى اهل تصوف بود . او را سيّد الطايفه گفته‌اند و لسان القوم خوانده‌اند . او در بغداد متولد شد . اصلش از نهاوند و خواهرزادهء سرى سقطى بود . هفت سال داشت كه همراه سقطى به حج رفت . جنيد پس از حج ، در بغداد مقيم شد و به آبگينه فروشى مشغول گشت . به زودى آوازه زهد و تقواى وى پيچيد و مورد احترام دولتمردان قرار گرفت . سى بار پياده به حج رفت و سرانجام در 297 يا 298 ه . ق . در بغداد درگذشت . ( نك : تذكرة الاولياء ، صص 481 - 447 ) ص 15 شيخ نجيب الدّين بزغش ( 9 ) از عرفاى قرن هفتم . در شيرازنامه ( ص 177 ) آمده است كه « شيخ شيوخ عصر و امام ائمهء دهر بوده در طريق سخن‌گزارى و تحقيق معارف و شيوهء درسى كتاب عوارف در عهد خود نظير نداشت . » پدر وى از شام به شيراز كوچ كرده و در آنجا مقيم شد و ازدواج كرد و نجيب الدّين در سال 594 ه . ق . در شيراز متولّد شد . پس از تحصيلات مقدّماتى به حجاز رفت و به خدمت شيخ شهاب الدّين سهروردى رسيد . پس از كسب علوم و تصفيه و تزكيه نفس به پوشيدن خرقه نايل آمد و اجازه مراجعت گرفت . پس از بازگشت شيراز خانقاهى بنا كرد و به ارشاد پرداخت . سرانجام در سال 678 ه . ق . درگذشت و ملك خاتون بر سر مرقد وى گنبدى عالى بنا كرد ( شيرازنامه ، ص 177 ) . در نفحات الانس ( صص 74 - 473 ) نيز آمده است كه « وى عالم بوده و عارف سرچشمه علوم و معارف و پدر وى از امناى تجار و اغنياء كبار بود ، از شام به شيراز آمده بود و آنجا متأهل و متوطّن شده بود . شبى در خواب ديد كه امير المومنين على پيش وى طعامى آورد و با وى بخورد . وى را بشارت داد كه حق سبحانه و تعالى تو را فرزندى نجيب و صالح خواهد داد . چون آن فرزند بزاد وى را على نام نهاد به نام حضرت امير و لقب نجيب الدّين كرد . وى از بدايت حال محبّت فقرا مىورزيد و با ايشان مىنشست ، هرچند پدر وى را لباسهاى فاخر مىساخت و طعامهاى لذيذ مىداد با آن التفات نمىكرد و مىگفت من جامهء زنان نمىپوشم و طعام نازكان نمىخورم و جامه‌هاى پشمين