أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
371
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
از كشتن ملخ بازپرداخت ، آب تيغ از ميغ نيام جارى گشته از جسد آهوان سيلاب نشان جويبار و انهار روان كرد ، آن مقدار كه تير و كمان و دست و تيغ را طاقت بود در اعدام اندام جانوران سعى نمودند . و چون از حركت و تردّد بسيار آشفتند ، غرقه به خون در گوشه خفتند و لحظهاى بياسودند ، نوبت ساير ملازمان رسيده همچنين فرقهفرقه فرق و پهلوى وحشيان را [ 475 ] مىشكافتند و چون از آن خونريز تسكين مىيافتند به گوشهاى مىشتافتند تا آنكه ، آخر روز را كه روز عمر جانوران به آخر و دفتر محاسبان به اشارت قلم سريع الرقم محيط تعداد اعداد آنها كرد ، بيست هزار جانور بود كه حكم نافذ تواچيان عظام را به قسمت آن بر روؤس لشكريان فرمود . بنابرآن طايفه رجوع به دفاترشان و واجب ارباب علوفات و مواجب نموده على قدر مراتبهم تقسيم كردند . على هذا خانى كشيده شد سليمان دستور بهرهور از آن مطبخ معمور از جنّ و انس تا گربه و سگ و مور و زنبور . مثنويّه خان احسان شه چو صحن سپهر * بهرهور از حظوظ آن مه و مهر اينچنين كس نديد رسم شكار * كه رسد كشتهاش به بيست هزار آهو و شير و ببر و گور و گوزن * هريك از ديگرى فزون در وزن همه سر بر خط ارادت شاه * پا ز سركرده رفته چندين راه تا بود شير چرخ صيدافكن * حمل و جدى صيد لاغر تن باد كمتر مقام او شاهى * صيد حكمش ز ماه تا ماهى و هم در اين ايّام داعيهء شكار فراهان دامنگير عزيمت شاهى گشته به قاعدهء گذشته مردم به راندن جانوران شكارى محنتكشى و جانسپارى نموده بعد از تردّد دوازده شبانهروز آن بحر فتنهاندوز در موج آمده چهل و پنج هزار آهو و نخجير [ 476 ] و دوازده هزار گور و ساير دد و دام عرضهء شمشير و نشانهء تير گشتند . و در همان اوقات قشلاق دو نوبت ديگر اسباب شكار ساخته به لوازم آن پرداخته دفعهء اوّل شانزده هزار جانور در موضع خطر افتادند و دفعهء ثانى پانزده هزار « و العهدة فى الكلّ على راوى هذه