أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
372
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
الآثار و التّوكّل على الملك المبين و ما شهدنا إلّا بما علمنا و ما كنّا للغيب حافظين » « 1 » و هم در اواخر اوان قشلاق عالىجناب آصفى خواجه سيف الدّين مظفّر با امير نظام الدّين عبد الكريم و آقا محمّد از مازندران مراجعت كرده از جمله سى هزار تومان كه مقرّر بوده ده هزار تومان را همراه داشته وكلايش به خزانهء عامره فرود آوردند . و بقيّهء ايّام شتا حضرت خواجه با حكّام دار المرز در اردوى همايون توقّف ورزيدند و بعد از انتهاى ايّام شتا رخصت يافته به دستور گذشته جهت فرود آوردن تتمّهء وجه تحميل و تقبل به محصّلى و همراهى حضرت سيف الانامى متوجّه مازندران گرديدند . مثنويّه همه از جان دعاى شه گفته * همه دُرِّ ثناى شه سفته كاى خدا تا بود زمين و زمان * از شهان مستقرّ امن و امان شاه را مايهء امانى دار * عدل او را فلك مبانى دار بعد ازو وارثى كه دور از جور * عالمى را رسد ز عدل به غور [ 477 ] كند از برق تيغ ظلمتسوز * شب ما روز و روز ما نوروز قلم را به ذكر ضروريّات علم ساختن و علم شرح آنها را در ميدان سخنرانى برافراختن قبل از اين جواد قلم به ذكر شمّهاى از آن معنى مبادرت نموده بود كه ايلچيان حضرت بابر پادشاه فرامين مطاعه همراه بردند كه هر مملكت كه از ممالك ماوراء النّهر را كه به دستيارى تيغ خونريز از تصرّف اهل كين و ستيز به محض توفيق كريم كارساز اخراج و افراز نمايد ، نوّاب ديوان اعلى بر وكلاى آن حضرت مسلّم دارند و همّت بر مطالبهء باج و خراج آن ولايات نگمارند . بنابرآن ، رايات بابرى سپاه زابلستان را در سايهء
--> ( 1 ) . ترجمه : و اين همه بر عهدهء راوى اين آثار است و تكيه ما بر پادشاه آشكار ( پروردگار ) است و ما گواهى نداديم مگر به آنچه مىدانستيم و ما حافظان غيب نيستيم .