أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

345

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

كشد تيغ كين شرقيان را به فرق * شفق‌گون كند دامن ملك شرق كند صيد آهوى مُشك از خطاى * كه در بزم خاصش بود عطرساى [ 440 ] ز چين آورندش سر شهريار * كه در ظرف چينى است مى خوشگوار سر سروران كاسهء بزم او * سران جهان عرصهء رزم او زمان تا بود روز و شب در عبور * مدار جهان بر سنين و شهور به هرجا كند عزم اقبال كيش * روان باد آثار فتحش ز پيش ز بعدش بر اولاد عالم مدار * مدار ظفر تا به روز شمار و چون تعزيت‌دار علم خان شيبانى موى گشاده و روى به خاك مذّلت نهاده از پاى درافتاد ، جمعى از نزديكان به وى و جلادت‌ورزان در تهوّر سخن‌گوى او را چون دست تقدير عنان‌گير كرده به چهار ديوارى به مساحت يك دو جريب درمىآوردند كه شايد لحظه‌اى به نوك ناوك دل‌گسل واقعهء هايل و مرگ عاجل را به تأخير زمان آجل موقوف توان كرد و باب غلبه را بر روى غازيان به مسمار پيكان آبدار توان برآورد . و از عقب ، فرقه‌فرقه بر اثر يكديگر به آن ويرانه كه چون ابدان ايشان از امن و عافيت بر كرانه افتاده است درمىآيند و به مدافعه و مقاتله اقدام مىنمايند . و چون [ دليران ] « 1 » عظام از قتل و اسر اهل انهزام فارغ مىگردند مشاهده مىكنند كه جمعى كثير به محوطه پناه برده بعضى از لشكريان ايشان را احاطه كرده‌اند . بعضى ديگر به مدد آن گروه آمده ، فضاى آن تنگنا را چون ناى گلوى دشمن تنگ ساخته ، خان ايشان كه به ضخامت جسد و عظم جثه موصوف بود در دست و پا درآمده سابقهء « وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ [ 441 ] بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ » « 2 » نصب العين او گرديده و در آن چار ديوار محقرّ مضمون : بيت زان نگنجيد در جهان ستُرگ * كه جهان خُرد بود و مرد بزرگ حسب الحال او شد . غازيان چون بعضى از آن فرقهء اسير را دستگير مىكنند معلوم

--> ( 1 ) . تصحيح قياسى شد . ( 2 ) . ق ( 50 ) آيهء 19 . « به راستى كه بيهوشى مرگ فرامىرسد . اين است آنچه از آن مىگريختى » .