أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
340
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
تواچى صفآراى شدند و حضرت شاه دينپناه جمعى از امراى جنود نامحدود در آن جانب آب محمودى بازداشته بودند كه چون محاربان لشكر مخالف به ايشان رسند جنگى در گريز و حربى از روى ملاحظه و پرهيز آغاز نموده مخالف را بر خود چيره و خيره ساخته ، دست و گريبان ايشان را طرف سيه آب كشند و آتش اضرار ايشان را به آن آب تسكين داده اجساد خاكى آن فرقه بدنهاد را به باد فنا بردهند . و محمد خان شيبانى نيز چون از هجوم لشكر قيامتنهيب به غايت در حساب بود روز پنجشنبه در مرو رعاية للحزم توجّه و عزم را در عقد و توقّف داشت و على الفور علم توجّه از عقب لشكر نصرتاثر برمىافراشت تا آنكه از منهيان صادق القول معلوم او شد كه لشكر ظفر قرين از آب محمودى عبور فرموده هيچ [ 434 ] جا توقّف ننموده خاطر بر هزيمت لشكر قضا عزيمت قرار داده سرنوشت « قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ » « 1 » دامنگير او شده روز جمعه بيست و هشتم شعبان به تمامى لشكر بلكه با صغار و كبار [ از ] آن خطّهء پرخطر بيرون آمده بر مضمون : مرغ را چون اجل آيد سوى صيّاد رود متوجّه گشت . و چون آثار لشكر و مقدمهء آن فرقهء پرضرر به جنود همايون وفود شاه عاقبت محمود رسيد ، آن مقدار در كنار آب محمودى توقّف كردند كه معامله از توجّه مخالف روى به بهبودى نهاد و به مثابهاى نزديك شدند كه ديگر چون كبوتران بالبريده از جنگ عقاب دولت فلك جناب بيرون رفتن محال است دست به شمشير صفشكن و نيزهء مردافكن كرده حمله آوردند . مخالفان چون مردم اين طرف آب را از حشر خود كمتر ديدند دلير گشته : مثنويّه به يك بار بر لشكر بىاسف * كشيدند تيغ و گشادند صف وزين سوى هم لشكر دينمدار * سبك سير كردند پاى وقار
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 154 . « بگو اگر در خانههاى خود هم مىبوديد ، كسانى كه كشته شدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مىرفتند » .