أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

341

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

دليرانه بر يك دگر تاختند * پى قتل هم تيغ كين آختند به سرعت روان چون قضا و قدر * اجل هر دو را سوى هم راهبر فرو ريخت از نخل تن باد مرگ * سر و دست چون ميوه و شاخ و برگ جهان شد ز مرگ آن‌چنان پرخلل * كه از بيم جان منهزم شد اجل [ 435 ] ميان لشكر موالف و مخالف خونريزى عيان گشت كه موج آن خون از اطراف هامون درگذشت و آتشى از شعلهء شمشير و سنان نيزهء آن گروه دلير افروخته شد كه خوشهء سنبله و خرمن ماه از عكس آن سوخته آمد . لشكر فيروزىاثر حسب المقرّر با آن فرقهء شور و شرّ گاه روبه‌رو و گاه رو به گريز حرب و ستيز نموده آن مقدار مسامحه و مساهله واجب ديدند كه اهل آن لشكر را به اين‌جانب سيه آب كشيدند . و چون منهيان دولت ابدى الاتّصال مژدهء اين حال را به سمع مبارك خسرو با جاه و جلال رسانيدند امراى عظام كرام كه نصر قريب و فتح مبين وابستهء مساعى اهتمام ايشان بود ، چون دور ميش بيك عابدين تواچى كه بر ترتيب تولّد پدر و پسر منظور انظار تربيت حضرت سلطان حيدر و شاه دين‌پرور گشته بودند و امير بيك ولد كلابى بيك موصلى كه از امراى قديم آق قوينلو بوده هميشه رتبهء جاهش تالىمنصب سلطنت مىبود . و زينل بيك شاملو كه مجددا پرتو عنايت كيميا غايت شاه با درايت بر وجنات حال او تافته به عالى منصب امارت از اقران ممتاز گشته بود ؛ و محمد بيك ذو القدر و شاهرخ بيك افشار و احمد بيك افشار و جولى بيك و بيرى بيك سفره‌چى و پادشاهزاده ابن حسين ميرزا ولد سلطان مغفور مظفّر لوا سلطان حسين بايقرا 42 دلها را پاى تمكّن قويم و بادپايان را عزيمت سبك ساخته در برابر دشمن روان شدند . از جانب [ 436 ] مخالف آواز گبرگه « 1 » و نعرهء نفير به فلك‌اثير مىرسيد و از اين‌جانب نغمهء ناى رزمى و كوس رومى از چرخ مستدير گذشته كيوان را به فلك تدوير و اصل مىگشت و مخالفان بىدرنگ دست به كمان كيانى و تير خدنگ برده در جوّ هوا سطح چوب‌بندى بنا نمودند و عقابان شتابان را

--> ( 1 ) . گبرگه - گورگه ، به لحجهء گلپايگانى گبرگه به خراسانى گورگه .